تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
عمرو بن ليث او را قصد و جنگ كرد . ابو طلحه منهزم شد . عمرو هم مرو را بمحمد بن سهل بن هاشم واگذار نمود . شركب ( بايد ابن شركب باشد ) سوى « نكند » رفت از اسماعيل بن احمد سامانى يارى خواست او هم لشكرى بمدد او فرستاد . بمرو برگشت و محمد بن سهل را از شهر اخراج و شهر را غارت كرد بنام عمرو بن ليث هم خطبه خواند و آن در ماه شعبان سنه دويست و هفتاد و يك بود . در آن سال موفق امارت خراسان را بمحمد بن طاهر داد كه او در بغداد بود . محمد هم رافع بن هرثمه را پيشكار خود نمود ولى ما وراء النهر را بنصر بن احمد واگذار كرد . نامه‌هاى موفق مشعر بر آن فرمان بخراسان رسيد كه عمرو بن ليث از خراسان معزول و ملعون شده و بايد او را نفرين كرد . رافع سوى هرات رفت كه در آنجا محمد بن مهتدى پيشكار ابو طلحه بن شركب بود . يوسف بن معبد محمد بن مهتدى را كشت و خود بهرات رفت و چون رافع رسيد يوسف از او امان خواست به او امان داد و او را بخشيد . رافع حكومت هرات را بمهدى بن محسن سپرد . رافع از اسماعيل بن احمد مدد خواست و او شخصا به يارى رافع لشكر كشيد كه عده او چهار هزار سوار بود . رافع نيز على بن حسين مروروذى را خواند او هم با عده خود وارد شد همه متفقا سوى شركب ( ابن شركب ) لشكر كشيدند او در مرو بود جنگ را آغاز كردند منهزم شد . اسماعيل هم سوى « محازل » بازگشت و آن در سنه دويست و هفتاد و دو بود . شركب ( ابو طلحه بن ) شركب سوى هرات رفت و مهدى با او موافق شد و رافع را ترك كرد باز جنگ با آن دو واقع شد و رافع هر دو را شكست داد . شركب ناگزير بعمرو بن ليث پيوست و مهدى در يك غار پنهان شد برافع خبر دادند . او را گرفت و گفت : واى بر تو . تباه شوى اى بى وفا بعد او را بخشيد و آزاد كرد . رافع راه خوارزم را گرفت و آن در سال دويست و هفتاد و دو بود . ماليات را استيفا كرد و بنيشابور بازگشت .