تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
وارد كرد كه مواجب بگيرند . موفق ديد كه هميشه وزش باد مخالف مانع عبور او و اتباع او سوى شهر زنگ شده خواست براى خود و لشكريان در جانب غربى يك محل اختيار كند ( كه هميشه در آنجا آماده باشند ) دستور داد نخل را قطع و جا را هموار كنند و ديوار و حصار بسازند و گرد آن خندق حفر نمايند تا از شبيخون دشمن ايمن باشند حفظ و حمايت كارگران را هم بسالاران خود بر حسب نوبت مقرر نمود . صاحب الزنج دانست اگر موفق و لشكر او نزديك شوند اتباع او تسليم و پناهنده مىشوند زيرا از دورى راه مىترسيدند و كمتر پناه مىبردند نزديك شدن آنها بيشتر زنگيان را بيمناك مىكند و تدبير او باطل مىشود . دستور داد كه اتباع او بكوشند كه موفق در آن كار موفق نشود و جانبازى كنند . آنها هم سخت جنگ و فداكارى كردند . اتفاقا روزى تند بادى وزيد و يكى از سران سپاه ( با عده ) دور افتاد آن پليد فرصت را مغتنم شمرد و بمحاصره او كوشيد و مدد از آن سالار بريده شد . تمام اتباع خود را بجنگ او فرستاد او گريخت و بسيارى از عده او كشته شدند و در حال فرار كشتى پيدا نكرد كه سوار شود و بگريزد . زنگيان هم سخت هجوم بردند و بازگشتند و بسيار كشتند و اتباع موفق تار و مار شدند و عده از آنها خود را به آب انداختند و بقيه به شهر موفقيه رسيدند اين كار براى مردم بسيار ناگوار بود . موفق دانست كه لشكر زدن آن در ناحيه غرب دشوار است و هرگز از شبيخون زنگيان آسوده نخواهد شد . زنگيان هم بدان مكان آشناتر بودند كه بسبب آشنائى به وضع دليرتر و چابكتر مىشدند . دستور داد ديوارى كه كشيده بودند از طرف رود ويران و راهى براى رفت و آمد خود ايجاد كنند و خود شخصا بجنگ پرداخت كشتار ميان طرفين بسيار شد و بسيارى از دو جانب مجروح شدند و جنگ بدان شدت تا چند روز دوام يافت . اتباع موفق بر عبور از دو پل « نهر منكى » قادر نبودند ولى زنگيان عبور مىكردند و بسپاهيان نزديك مىشدند و از پشت غافل گير مىكردند و با حيله آنها را مىراندند . موفق باتباع خود فرمان داد كه آن دو پل را بگيرند آن هم
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 216 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت