رنج نمايد . تسليمشدگان و امانخواستگان فزون گشتند . بسيارى از آنها در قرى و قصبات و رودهاى دور متفرق و در بدر شدند . موفق آگاه شد عدهء از غلامان سپاه خود فرستاد كه گريختگان دشمن را از اطراف دعوت و جمع كند هر كه قبول نمايد بيايد و هر كه خوددارى كند سرش را بگيرند . بسيارى از آنها را كشتند و عده هم دعوت را اجابت كرده پناه بردند .
چون عده امان خواهان و پناهندگان فزون گرديد موفق آنها را سان ديد هر كه داراى نيرو بود بغلامان خود ملحق نمود و هر كه ناتوان يا مجروح بود عطا و جامه داد و نزد سپاه آن پليد فرستاد ناتوانان بازگشته را دستور داد كه انعام و احسان و مهربانى او را نزد همگنان بيان كنند كه زنگيان بدانند موفق و ياران او جز نيكى نسبت بگرفتاران كار ديگرى نخواهند كرد . براى موفق ( با آن تدبير و احسان ) هر چه خواست فراهم شد كه اتباع آن پليد را با مهر نزد خود كشيد . موفق و فرزندش ابو العباس جنگ را ادامه دادند . يك بار موفق و يك بار ديگر ابو العباس فرمانده حمله مىشدند ابو العباس مجروح شد و بهبودى يافت .
از جمله كشتگان آن پليد بهبود بن عبد الوهاب بود كه بسيار حمله و نبرد مىكرد و كشتىهاى جنگى را مىكشيد و بر آنها پرچمهاى موفق را مىافراشت كه سپاه موفق را فريب دهد . چون دشمن را ناتوان مىديد او را با مال بسيار مىربود .
ابو العباس در برخى نبردها با او مقابله كرد او پس از نزديك شدن بهلاك گريخت .
پس از آن روزى يكى از كشتىهاى ابو العباس را ديد كه حامل ياران جنگجوى او بود آن را بطمع پيروزى قصد كرد و خواست آن را بربايد كه يكى از غلامان ابو العباس او را با نيزه طعنه زد . نيزه به شكم او فرو رفت و او در آب افتاد يارانش او را نجات دادند و بردند و پيش از اينكه بسپاه آن پليد برسد هلاك شد . خداوند مسلمين را از شر او آسوده نمود . قتل او يكى از بزرگترين پيروزى بشمار مىرفت . فاجعه او براى آن پليد ناگوار و شديد بود . اتباع او سخت زارى كردند و پريشان شدند . موفق خبر قتل او را شنيد غلام قاتل او را نزد خود خواند و خلعت و طوق ( نشان آن زمان )
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 209
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٠٩