وفادار دوست خود را فراموش مىكند .
يك فتنه در دين پديد آمده و بلند شده كه بلاى آن از سيل چشمهها و طغيان آب و درياى ژرف بيشتر است .
جنگى سخت و شمشيرى نيرومند به كار رفته بيم بسيار شديد در قبال ديوار و حصار عظيم و محكم .
فريادهاى بسيار و دوام دار بامدادان در پاسخ فرمان هان و هان كه سلاح را بگيريد و بنبرد بشتابيد شنيده مىشود .
اين يكى افتاده و آن ديگر مجروح شده و آنجا آتشسوزى ديده مىشود و در جاى ديگر غرقاب است .
آن يكى كشته شده و آن ديگر بسترى گشته و آن يكى سرشكسته از سنگ منجنيق است .
در يك جا غارت و در جاى ديگر عصيان و اعتصاب . خانههاى دلخواه و آباد همه ويران شده .
اگر ما بخواهيم از يك جا رخنه پيدا كنيم و برويم راه بر ما بسته مىشود .
ما با عنايت خداوند بآرزوى خود خواهيم رسيد با عنايت خداوند آنچه را كه در خور تحمل نيست دفع خواهيم كرد .
بيان وقايع انبار
محمد بن عبد اللّه « نجوبة بن قيس » را ( با عده ) بانبار فرستاد او در آنجا اقامت نمود . در آنجا دو هزار مرد جنگى تجهيز كرد و محمد بن عبد اللّه هزار و پانصد تن به يارى او فرستاد . او يك نهر از فرات احداث كرد و در خندق انبار انداخت آب طغيان كرد و يك درياچه در پيرامون انبار ايجاد كرد و علاوه بر آن تمام پلها را منهدم كرد ( كه راه را بر دشمن قطع كند ) .
معتز عده سرباز بفرماندهى اسحاق سوى انبار فرستاد . آن عده هنگامى