تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
برگزيدگان سپاه رفت و موفق بعد از او لشكر كشيد و بدهانه ابن مساور رسيد . دو روز در آنجا ماند و بعد شهرى را كه صاحب الزنج منيعه ناميده بود قصد كرد . روز سه شنبه هشتم ماه ربيع الاخر سال جارى با كشتى به نهر مساور رفت و سواران را از جهت شرقى ابن مساور روانه كرد كه در جنب او باشند و كشتىها را كه حامل عموم پيادگان بود از رود روانه نمود . زنگيان بمقابله او شتاب كردند و سخت كوشيدند و چند جنگ رخ داد . ابو احمد موفق از رود و سواران از دو طرف رسيدند چون زنگيان آنها را ديدند گريختند و پراكنده شدند . اتباع ابو العباس بر ديوار و برج و بارو بالا رفتند و شمشير را به كار بردند و شهر را گشودند و عده بسيار كشتند و اسير بى حد و عد گرفتند و مال عظيم بدست آوردند و شعرانى و اتباع او گريختند سپاه موفق آنها را دنبال كرد تا به محل « بطائح » رسيدند بسيارى دستخوش آب شدند . بقيه هم در نيزارها پنهان شدند . ابو احمد هم بلشكرگاه خود بازگشت . و زنان مسلمان را آزاد كرد كه همان روز پنج هزار بانو از دست سپاهيان رها شدند . عده هم از زنان رنگى برده و اسير گرفت دستور داد زنان سفيد بخانواده‌هاى خود ملحق شوند و آنها را تا واسط سوار كرد . بعد از آن صبح زود به شهر فتح شده رفت و بمردم دستور داد هر چه هست بيغما برند . ديوار و حصار و برج و باروى شهر منيعه ( غير قابل فتح ) را ويران و خندق را پر كرد و هر چه كشتى بود ربود . خواربار بسيار و جو و برنج و حبوب ديگر كه حد و حصر مقدار نداشت بدست آورد و فروخت و بهاى آن را بسپاه داد . چون سليمان گريخت به محل « مراز » رسيد و بخائن صاحب الزنج نامه نوشت نامه هنگامى رسيد كه او سرگرم سخن و حديث بود . اسهال گرفت و براى انجام كار برخاست و چند دفعه بيرون رفت و بسليمان بن جامع نوشت كه بر حذر باشد مبادا بسرنوشت شعرانى دچار شود و دستور داد هشيار و آماده كارزار باشد . موفق دو روز در نهر مساور توقف كرد كه بر وضع و حال شعرانى و سليمان بن جامع آگاه شود كه در « حوانيت » بود . موفق لشكر كشيد تا به محل « صينيه » رسيد .