تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
كه خبر نصير را بيارد و جستجو كند . او رفت كه تحقيق كند ديد نصير ميان سپاه زنگى سرگرم جنگ است . لشكرگاه زنگيان را هم آتش زده و در شهر آنها هم آتش افروخته . محمد برگشت و بابى العباس مژده ( سلامت را ) داد ناگاه نصير با عده بسيار اسير از ميدان جنگ بازگشت . ابو العباس هم پايدارى كرد و مهاجمين برگشتند . بعضى از كشتيها را كمين و يكى را نمايان كرد كه زنگيان بگرفتن آن طمع كنند . زنگيان طمع كردند و بسكان كشتى آويختند ناگاه كمين از كمينگاه خارج شد زنگيان تن بفرار دادند و ابو العباس شش زورق از آنها گرفت آنها چنين گريختند كه پشت سر خود را نديدند و سخت بيمناك و مرعوب شدند . ابو العباس بلشكرگاه خود بازگشت و بملاحان و ديگران خلعت و انعام داد .

بيان رسيدن موفق و جنگ زنگيان و فتح منيعه

در ماه صفر موفق از بغداد سوى واسط رفت كه بجنگ زنگيان بپردازد . سبب اين بود كه در مدت مفارقت فرزند خود ابو العباس سرگرم تجهيز سوار و پياده و گرد آوردن سپاه بود . استعداد فراوان بدست آورد كه بتواند بر صاحب الزنج پيروز شود و تمام رخنه‌ها را در ميدان جنگ بگيرد مبادا از يك رخنه دشمن نفوذ يابد و غالب شود كه هنگام جنگ از هر حيث آسوده باشد و فكر و خيال او مشغول نگردد . آن پليد صاحب الزنج بعلى بن ابان مهلبى پيغام داد بسپاه سليمان ملحق شود و با سپاه سليمان و با ابو العباس جنگ كند . موفق هم ترسيد كه خلل و ضعفى متوجه فرزندش ابو العباس بشود در ماه صفر از بغداد لشكر كشيد و در ماه ربيع - الاول بواسط رسيد . فرزندش بملاقات او رفت و حال و وضع سپاه را شرح داد . موفق به او و بسران سپاه خلعت داد و او بميدان بازگشت . موفق در « نهر شداد » نزديك قريه عبد اللّه لشكر زد و فرزند خود را دستور داد كه در دهانه شرقى دجله در محل « بردودا » لشكر بزند حقوق و مواجب سپاه را داد . بفرزندش فرمان داد كه سوى دهانه نهر مساور لشكر بكشد و آلات و ادوات و اسباب و اسلحه جنگ را ببرد . او هم با