ابو العباس چند كشتى بجنگ آنها فرستاد و زنگيان آنها را بغنيمت بردند هنگامى كه خبر گرفتن كشتى به او رسيد او مشغول تناول طعام ناهار بود دست كشيد و بدون انتظار سپاهيان در كشتى سوار شد و بجنگ زنگيان شتاب كرد . چابكان به او رسيدند و و يارى كردند و تا زنگيان او را ديدند خود را در آب انداختند و گريختند او تمام كشتىهاى ربوده شده را با عده سپاهيان و ملاحان پس گرفت . علاوه بر آن سى - كشتى جنگى از آنها ربود . ابو العباس در آن جنگ خود تير مىانداخت و آن قدر انداخت تا شست او زخم شد و خون از آن ريخت . چون بازگشت بهمراهان خود خلعت داد . كشتىهاى غنيمت را هم مرمت و اصلاح كرد . پس از آن ابو العباس تصميم گرفت كه تهور كند و به محل « مازروان » و نزديك « حجاجيه » و « نهرالامير » برود تا به وضع آن محل آشنا شود . نصير را فرمان داد كه با كشتىهاى جنگى تندرو برود و خود هم در يكى از آنها سوار شد محمد بن شعيب را همراه خود برد و به محل مازروان رسيد و داخل شد . گمان برده بود كه نصير هم رسيده ولى اثر و خبر از او نيافت زيرا نصير در غير طريق ابو العباس رفته بود .
ملاحان كشتى ابو العباس از دور گله گوسفند ديدند پياده شدند كه آن گله را غارت كنند . ابو العباس با محمد بن شعيب تنها ماندند . گروهى از زنگيان بر آنها حمله كردند و از دو جانب رود هجوم نمودند . ابو العباس با تير و كمان جنگ كرد . ناگاه زيرك به يارى او با چند كشتى رسيد كه او نجات يافت و بلشكرگاه خود بازگشت . نصير هم برگشت .
سليمان بن جامع اتباع خود را جمع و در بطهثا تحصن نمود . شعرانى و سپاهيان او هم در سوق الخميس تحصن كردند . غله و خواربار هم جمع و حمل و در قلعه ذخيره كردند . در محل « صينيه » هم عده بسيارى از آنها گرد آمدند و در حصار نشستند . ابو العباس گروهى از سالاران خود را سواره از راه صحرا براى محل صينيه فرستاد و دستور داد هر جا كه رود مانع شود از آن عبور كنند خود او هم با كشتىها رود را پيمود . چون زنگيان سواران را ديدند ترسيدند و بكشتىهاى خود
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 186
مساهمون: ابن الأثير
ص١٨٦