تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
« مازوران » بود . خبر بجعلان رسيد او لشكر خود را آماده كرد ولى سليمان او را ترك و « ابا » را قصد كرد و شكست داد و غارت نمود . او غافل‌گير شد . از او شش زورق جنگى ربود . حياتى را با عده براى غارت فرستاد كه جعلان با او مقابله كرد و كشتىهاى او را گرفت و غنايم ديگر هم بدست آورد . ناگاه سليمان رسيد و در صحرا با جعلان جنگ كرد او را شكست داد و هر چه برده بود با كشتىها پس گرفت و غنايم ديگرى هم ربود . از آنجا سليمان محل « رصافه » را قصد كرد و آن در ماه ذى القعده بود . در رصافه مطر بن جامع بود بر او غلبه يافت و هر چه بود بغنيمت ربود و آتش افروخت و سوخت و ناموس را هتك كرد و بازگشت . پرچمها را هم برد و به شهر صاحب الزنج رفت كه به خانه خود سر بزند . بعد از او مطر به محل « حجاجيه » رفت و اهالى را كشت و اسير كرد در آنجا يك قاضى از طرف سليمان منصوب شده بود كه مطر او را اسير كرد . مطر تا نزديك « طهثا » راند و بازگشت . حياتى بسليمان نوشت . سليمان او را قصد كرد در دوم ماه ذى الحجه سنه دويست و شصت و سه با مطر مقابله كرد . جعلان بازگشت و باحمد بن ليث ويه رسيد و در محل « شديديه » لشكر زد . سليمان هم برود « ابان » رفت در آنجا يكى از سالاران احمد بود با او نبرد كرد و او را كشت . پس از آن سليمان با پنج كشتى جنگى « تكين » را قصد كرد و آن در سنه دويست و شصت و چهار بود . در « شديديه » با او مقابله و مقاتله كرد . در آن هنگام احمد بن ليث ويه بكوفه و « جنبلا » رفته بود . « تكين » بر سليمان پيروز شد . كشتىها را از او گرفت در آن كشتىها صندوقها و ذخاير با سالاران و فرماندهان و لشكر سليمان بودند . تكين آنها را كشت . پس از آن احمد ( بن ليث ويه ) به محل شديديه بازگشت و امور آن سامان را اداره و ضبط كرد تا آنكه محمد بن مولد رسيد كه موفق حكومت واسط را به او واگذار كرده بود . سليمان به آن پليد ( صاحب الزنج ) نوشت و از او يارى خواست . او خليل بن ابان را با هزار و پانصد سوار بمدد او فرستاد . سليمان هم بر جنگ احمد بن مولد تصميم گرفت و او را قصد كرد .