شد ناگزير سليمان بن وهب را وزير نمودند .
كاخ عبيد اللّه ( وزير اسبق ) به « ليغلغ » داده شد .
در آن سال حسين بن طاهر برادر شركب ( عم ابو طاهر بن شركب ) را از نيشابور ( حكومت نيشابور ) طرد و اخراج كرد و شهر را گرفت و مردم را مجبور كرد كه يك ثلث اموال خود را به او بدهند . پس از آن حسين راه مرو را گرفت كه در آنجا فرزند خوارزم شاه بود براى محمد بن طاهر تبليغ مىكرد .
در آن سال محمد امير اندلس فرزند خود منذر را با سپاهى عظيم براى جنگ كفار فرستاد . او از راه « مارده » لشكر كشيد چون از « مارده گذشت و بكشور دشمن رسيدند و نهصد سوار از لشكر با او بودند كه ناگاه مشركين بر او هجوم بردند جنگى سخت رخ داد و او با عده خود دليرى و پايدارى كرد و بسيارى از مشركين را كشت .
پس از آن ابن جليقى و اتباع او از مشركين چيره شدند و آن نهصد سوار را تا آخرين كس كشتند كه خداوند آنها را با شهادت گرامى داشت .
در آن سال ابراهيم امير افريقا آغاز بناى شهر « رقاده » را نمود .
احمد بن حرب طائى موصلى برادر على بن حرب در « باذنه » درگذشت و آن در مرز واقع شده .
فضل بن اسحاق بن حسن بن اسماعيل امير الحاج شد .
سنه دويست و شصت و چهار
بيان گرفتارى عبد الله بن كاوس
در آن سال روميان عبد اللّه بن رشيد بن كاوس را اسير كردند . سبب اين بود كه او با چهار هزار مرد جنگى از مرزبانان و شاميان داخل بلاد روم شد . كشت و گرفت و غنيمت برد .