تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥

بيان مرگ اماجور و چيره شدن ابن طولون بر شام و طرسوس و قتل سيماى طويل

در آن سال « اماجور » در گذشت كه دمشق تحت حكومت او بود . فرزندش جايگزين او شد . ابن طولون آماده لشكر كشى بشام شد و به فرزند اماجور نوشت كه خليفه شام و مرزبانى مرزها را به خود او واگذار كرده او هم پاسخ داد كه من مطيع و فرمانبردارم ولى احمد شام را قصد كرد و فرزند خود را در مصر بامارت گذاشت كه نامش عباس بود . چون به محل « رمله » رسيد فرزند اماجور بملاقات او رسيد و او حكومت شام را كما كان به او واگذار نمود . بدمشق رفت و در شهر تصرف كرد و سالاران اماجور را به حال خود از تملك و مقاطعه كارى و فرماندهى گذاشت پس از آن شهر حمص را قصد و تملك كرد . همچنين « حماه » و حلب سيماى طويل را كه در شهر انطاكيه حاكم بود پيغام داد كه اطاعت كند و تسليم شود او قبول نكرد . سيما بسيار تندخو و بد رفتار بود اهالى انطاكيه باحمد بن طولون نامه نوشتند و او را دعوت كردند و رخنه شهر را هم به او نشان دادند . احمد لشكر كشيد و شهر را بمنجنيق بست و قلعه محل اقامت سيما را با نيرو گشود و سيما براى جنگ سوار شد و سخت نبرد كرد تا كشته شد . هيچ كس هم از قتل او آگاه نشد تا آنكه يكى از سالاران گذشت و نعش او را ديد و شناخت . سرش را بريد و نزد احمد برد احمد براى قتل او جزع كرد . احمد از انطاكيه سوى طرسوس لشكر كشيد و داخل شهر شد و تصميم گرفت در شهر بماند خواربار شهر بسبب اقامت لشكر گران شد . اهالى نزد او در خيمه‌گاه رفتند و گفتند يا با عده اندك در شهر بمان يا بالمره لشكر خود را بجاى ديگر ببر زيرا مردم را دچار تنگى و سختى و قحط و غلا نمودى . سپس نمايندگان شهر درشتى كردند و زشت گفتند . احمد رو بسالاران خود كرد و گفت : اگر از شهر