تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
براى مردم نيشابور جعل كرد و فرستاد كه بايد در قبال ابو طلحه پايدارى كنيد و كوى و برزن را به روى او ببنديد و شهر را محكم نمائيد و نگذاريد ابو طلحه نزديك شهر بيايد و من به يارى شما خواهم رسيد آنها باور كردند و فريب خوردند و گمان بردند كه نامه اسحاق است و هر چه دستور داده بود كردند . اسحاق با شتاب سوى نيشابور تاخت كرد و چون نزديك شهر شد ابو طلحه شخصا بر او حمله و او را نيزه پيچ كرد و در چاه انداخت كه از او اثر و خبر نماند . اتباع اسحاق هم گريختند و بعضى از آنها وارد شهر نيشابور شدند ( پناه بردند ) . ابو طلحه شهر را سخت محاصره كرد مردم شهر بخجستانى نامه نوشتند و او را براى نجات خود دعوت نمودند كه از هرات لشكر بكشد او در مدت دو روز و دو شب رسيد و آنها شبانه دروازه‌ها را گشودند كه با عده خود داخل شد . ابو طلحه از محاصره شهر رو برگردانيد و سوى حسن بن زيد ( علوى ) رخت كشيد و از او يارى خواست . حسن به او مدد داد و او سوى نيشابور لشكر كشيد ولى چيزى بدست نياورد و پيروز نشد ناگزير راه بلخ را گرفت و در آنجا ابو داود ناهجوزى را محاصره نمود بسيارى از مردم گرد او ( ابو طلحه ) تجمع كردند و آن در سنه دويست و شصت و پنج . گفته شده شصت و شش بود . خجستانى هم بجنگ حسن بن زيد لشكر كشيد . حسن از اهالى گرگان يارى خواست آنها هم براى او مدد فرستادند . خجستانى با آنها جنگ كرد و غالب شد . و او ماليات از آنها گرفت كه بالغ بر چهار هزار هزار درهم شد و آن در سنه دويست و شصت و پنج و در ماه رمضان بود . در آن هنگام كه سنه دويست و شصت پنج باشد يعقوب بن ليث درگذشت . عمرو بن ليث برادرش جانشين او شد و بسيستان بازگشت و سوى هرات لشكر كشيد . خجستانى از گرگان تاخت و بنيشابور رفت ناگاه عمرو رسيد و جنگ آغاز شد و عمرو گريخت و بهرات رفت . احمد ( خجستانى ) هم در نيشابور اقامت گزيد .