تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
كشيد تا به محل « حران » رسيد . در آنجا مقاتل عكى از طرف ابو جعفر حاكم بود كه هنگام سفر مكه او را گماشت : مقاتل هم در آنجا تحصن كرد و عبد الله مدت چهل روز او را در آن شهر محاصره نمود . ابو مسلم باتفاق منصور از سفر حج باز گشت چنان كه گذشت ، ابو مسلم بمنصور گفت : يا من به خدمت تو كمر بندم يا بخراسان بروم و براى يارى تو سپاه بفرستم يا خود بجنگ عبد الله شتاب كنم . به او فرمان داد كه بجنگ عبد الله برود . ابو مسلم با سپاه بنبرد عبد الله مبادرت كرد . هيچ كس هم از متابعت او باز نماند . حميد بن قحطبه ( كه با عبد الله بود ) به او پيوست و هر دو با هم لشكر كشيدند . ابو مسلم فرماندهى مقدمه را به مالك بن هيثم خزاعى داد . چون عبد الله شنيد كه ابو مسلم او را قصد كرده و او در حال محاصره « حران » بود ترسيد كه عطاء عتكى از پيش و ابو مسلم از پشت او را بجنگ بگيرند ناگزير نزد عطاء عتكى رفت و او را همراه خود نمود . پس از آن او را با دو فرزند نزد عثمان بن عبد الاعلى بن سراقه ازدى فرستاد كه از او يارى بخواهد نامه هم به او نوشت . چون نزد عثمان رفتند عثمان نامه را گرفت و عتكى را كشت و دو فرزندش را هم بزندان سپرد و پس از فرار عبد الله هر دو را كشت . عبد الله بن على هم از سپاهيان خراسان بيمناك شد مبادا او را ترك و خيانت كنند لذا عده هفده هزار تن از آنها را كشت . حميد قحطبه را هم حاكم حلب كرده نامه هم به او داد كه بزفر بن عاصم حاكم حلب برساند در آن نامه دستور قتل حميد را داده بود حميد هم راه حلب را گرفت رفت و در عرض راه فكر كرد كه من چگونه با نامه كه نميدانم در آن چه نوشته شده نزد حاكم وقت بروم ( و حكومت را از او بگيرم ) اين كار دليل غرور و جهل است . نامه را گشود و خواند چون بر دستور قتل خود آگاه شد بياران خود گفت : هر كه بخواهد با من باشد بماند و هر كه نخواهد برگردد . عدهء بسيارى به متابعت او تن دادند . او راه رصافه را گرفت و عراق را قصد كرد . منصور هم محمد بن صول را دستور داد كه نزد عبد الله بن على برود و او را فريب
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 97 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت