تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥

بيان فتنه اندلس

در آن سال حباب بن رواحه بن عبد اللّه زهرى در اندلس قيام و براى خود ( امارت يا خلافت ) دعوت نمود . يمانيها گرد او تجمع كردند . سوى « قرطبه » لشكر كشيد كه در آنجا « صميل » امير بود او را محاصره كرد و سخت گرفت . « صميل » هم از يوسف فهرى مدد خواست كه او امير اندلس بود . او از مدد وى خوددارى كرد زيرا قحط و غلا و گرسنگى اندلس را گرفته و يوسف هم نسبت بصميل كينه داشت و هلاك او را ميخواست كه از او آسوده شود . عامر عبدرى نيز قيام كرد عده گرد او تجمع كردند و بحباب پيوستند و با صميل بنبرد پرداختند و هر دو براى خلافت بنى العباس دعوت نمودند چون محاصره صميل سختتر گرديد بقوم خود نوشت كه به يارى وى مبادرت كنند آنها هم شتاب كردند جمع شدند و لشكر كشيدند . حباب بر لشكر كشى آنها آگاه شد . صميل هم « سر قسطه » را ترك كرد . حباب هم آنجا را تصرف نمود و به آنجا برگشت و تملك نمود . يوسف هم حكومت « طليطله » را بصميل واگذار كرد .

بيان حوادث

عيسى بن موسى امير كوفه و عبد اللّه بن على امير شام و صالح بن على والى مصر و سليمان بن على حاكم بصره و زياد بن عبيد اللّه حارثى عامل مدينه و عباس بن عبد اللّه ( بن عباس ) امير مكه بودند . در آن سال ربيعة بن ابى الرحمن درگذشت گفته شده : در سنه صد و سى و پنج وفات يافت يا سنه صد و چهل و دو . عبد اللّه بن ابى بكر بن محمد عمرو بن حزم همه وفات يافت . عبد الملك بن عمير بن سويد لخمى فرسى هم درگذشت علت اينكه او را فرسى