تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
عبد الصمد بن على برادر عبد الله بودند . فرمانده ميمنه ابو مسلم حسن بن قحطبه و فرمانده ميسرهء او خازم بن خزيمه ( جد اعلاى امير اسد الله اعلم وزير دربار شاهنشاهى و نخست وزير اسبق ايران ) بود . بعد از آن باز مدت يك ماه جنگ كردند . سواران شام بر سپاه ابو مسلم حمله كردند و آنها را به عقب راندند و خود هم برگشتند . عبد الصمد بن على هم با خيل خود بر شاميان حمله كرد و هيجده تن از آنها را كشت و باز گشت . بعد از آن دوباره سواران شام بر سپاه ابو مسلم حمله كردند آنها را از جاى خود راندند و متزلزل كردند و جولان دادند و باز گشتند . ابو مسلم را گفتند : اگر مركب خود را به آن تل بلند برانى مردم ترا خواهند ديد و خواهند دانست كه تو پايدارى ميكنى آنگاه گريختگان باز خواهند گشت . گفت : خردمندان در چنين حالى هرگز چهار پايان خود را جابجا نمىكنند و موضع جنگى خويش را تغيير نمىدهند . سپس دستور داد منادى بگويد : اى مردم خراسان برگرديد كه سلامت نصيب پرهيزگاران است . مردم ( سپاهيان گريخته ) برگشتند . ابو مسلم در آن حال رجز خواند و گفت :
من كان ينوى اهله فلا رجع * فر من الموت و فى الموت وقع
يعنى : هر كه قصد خانواده خود را بكند . ( اين نيت را داشته باشد كه بگريزد و بخانواده خود برسد ) هرگز بر نخواهد گشت و نخواهد رسيد او از مرگ مىگريزد كه خود را بكام مرگ اندازد . براى ابو مسلم يك سايه‌بان ( تاك مانند ) كه معرب آن طاق است و معرب سايه‌بان ساباط است ) بر پا كرده بودند او در آنجا مىنشست و ميدان جنگ را مراقب و ديده بانى ميكرد اگر در يكى از صفوف خللى مىديد فورا آن را تدارك كرده مدد مىرساند و و بفرمانده آن صف پيغام مىداد كه احتياط و پايدارى كند هميشه نمايندگان و پيام دهندگان او در حال رفت و آمد بودند تا آنكه جنگجويان دست از نبرد ميكشيدند