بن عمر بن هبيره امير عراق ( و ايران ) رفت . يزيد لشكرى كه عدد آن بشمار نمىآمد تجهيز كرد و سوى قحطبه لشكر كشيد . حوثرة بن سهيل باهلى كه براى يارى او از طرف مروان آمده بود ( با عده ) همراه وى بود .
ابن هبيره رفت تا به محل « جلولاء وقيعه » ( از زمان فتح اسلامى اين صفت را پيدا كرد كه حاكى واقعه بود ) رفت و در آنجا لشكر زد و گرداگرد لشكر خندق حفر نمود . آن خندق در زمان دفاع عجم ( ايرانيان در قبال اعراب ) حفر و پر شده بود او دستور داد دوباره كنده و پناهگاه سپاه شود . و آن در پيرامون « جلولاء » بود .
يزيد در آنجا اقامت گزيد . قحطبه اول در « قرماسين » ( كرمانشاهان ) لشكر زد و بعد حلوان و خانقين را قصد كرد . سپس ( لشكر دشمن را پشت گذاشت ) به محل « عكبرا » رفت و از آنجا از رود دجله گذشت و نزديك انبار در « دمم » لشكر زد . ابن هبيره ( چون آن وضع را ديد ) بازگشت و سوى كوفه شتاب كرد كه بقحطبه برسد . حوثره را با عده پانزده هزار پيشاپيش بكوفه فرستاد . گفته شده حوثره از ابن هبيره دور و جدا نشد ( بكوفه نرفت ) قحطبه هم عده از اتباع خود را به محل « انبار » و پيرامون آن فرستاد كه از محل « دمم » هر چه كشتى پيدا كنند بگيرند و براى قحطبه بفرستند .
قحطبه از ناحيه دمم از فرات گذشت تا بساحل غربى رود رسيد و از آنجا كوفه را قصد نمود . تا به محل اقامت ابن هبيره رسيد . آن سال هم بپايان رسيد .
بيان حوادث
در آن سال وليد بن عروة بن محمد بن عطيه سعدى امير الحاج شده بود او برادرزاده عبد الملك بن محمد كه ابو حمزه را كشت كه در آن هنگام والى حجاز بود ( كه امير حاج شد ) . چون وليد خبر قتل عم خود را شنيد سوى قاتلين او لشكر كشيد و كشتار عظيمى نمود و شكم زنان ( آبستن ) را دريد و كودكان را كشت و زندهها را به آتش سوخت .
در آن سال يزيد بن عمر بن هبيره والى عراق بود . حجاج بن عاصم محاربى