تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩

بيان جنگ قحطبه با اهالى نهاوند و فتح آن

چون ابن ضباره بقتل رسيد و قحطبه خبر قتل او را به فرزند خود حسن داد كه نهاوند را محاصره كرده بود همين كه نامه فتح و مژده ظفر رسيد حسن تكبير كرد و تمام لشكريان تكبير كردند و خبر قتل عامر را به زبان آوردند . عاصم بن عمير سعدى ( بمحصورين ) گفت : اينها خبر قتل عامر را از روى حقيقت و راستى ياد كردند . خوب است كه همه نزد حسن برويم ( تسليم شويم ) زيرا اگر قحطبه برسد و فرزند خود را يارى كند شما تاب مقاومت و پايدارى نخواهيد داشت . پياده‌ها ( لشكر ) گفتند : شما در حالى كه سوار اسبها هستيد مىتوانيد برويد اما ما كه پياده هستيم قادر بر رفتن نخواهيم بود و شما نبايد ما را ترك كنيد و برويد . مالك بن ادهم باهلى هم به او گفت : من از اينجا نمىروم تا قحطبه برسد . قحطبه مدت بيست روز در اصفهان اقامت كرد و بعد نزد پسرش در نهاوند رفت ( لشكر كشيد ) مدت سه ماه شعبان و رمضان و شوال آنها را محاصره كرد و منجنيق بر آنها بست . بخراسانيها محصور پيغام داد كه شما در امان هستيد بما ملحق شويد ( مقصود اعراب مقيم خراسان كه از شاميان و ساير اعراب جدا شوند ) آنها خوددارى كردند و نپذيرفتند . بشاميان مانند آن پيغام را داد و آنها قبول كردند و امان او را پذيرفتند . آنها به او پيغام دادند كه اهالى شهر را گرفتار كارزار كند تا مانع خروج آنها نشوند تا بتوانند دروازه را باز كنند و به او راه بدهند و خود هم خارج و تسليم شوند . قحطبه هم همان كار را كرد و سخت نبرد كرد شاميان دروازه را باز كردند و بيرون رفتند . خراسانيان علت خروج آنها را پرسيدند پاسخ دادند كه ما براى خود و براى شما امان گرفتيم . سالاران خراسان هم خارج شدند قحطبه هم هر يكى را بيكى از سرداران خود سپرد . بعد از آن گفت : منادى ندا دهد هر كه هر گرفتارى را كه در دست دارد بكشد و سرش را نزد ما بيارد . هيچ يك از كسانى كه از ابو مسلم گريخته بودند نماند كه كشته نشده باشد . اهالى شام همه زنده ماندند و آزاد شدند به شرط اينكه بعد از آن با دشمنان همكارى و يارى نكنند يك تن از آنها كشته نشد
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 29 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت