زيرا او شريك برادرش عمرو بن زهير در حكومت كوفه بود .
منصور براى رياست شرطه خود حكم بن يوسف حربهدار را برگزيد .
مهدى با پدرش منصور دربارهء آزادى مسبب گفتگو و شفاعت كرد او را بخشيد و بمقام خود برگردانيد .
در آن سال منصور براى مرزبانى فارس نصر بن حرب بن عبد اللّه را برگزيد .
مهدى از « رقه » برگشت و آن در ماه رمضان بود .
در آن سال معيوف بن يحيى صائفه را براى جنگ و غزا قصد كرد . در محل « درب الحدث » با دشمن جنگ واقع شد و بعد بمتاركه كشيد .
محمد بن ابراهيم امام كه امير مكه بود گروهى را بدستور منصور بزندان سپرد . يكى از آنها از اولاد على بن ابى طالب بود كه در مكه مىزيست . جريج و عباد بن كثير و سفيان ثورى هم در عداد زندانيان بودند كه بعد آنها را بدون اطلاع منصور آزاد كرد . ابو جعفر بر او غضب كرد . علت آزادى آنها اين بود كه خود او فكر كرد كه چرا بايد آنها را كه بعضى هم خويش او بودند مانند زاده على بزندان بسپارد و نيز ترسيد كه اگر منصور برسد آنها را بكشد كه بناى سلطنت خود را با قتل آنها محكم كند آنگاه گناه آنها بر گردن خود بماند .
چون منصور نزديك مكه رسيد محمد بن ابراهيم براى او هدايا فرستاد منصور آنها را پس داد .
در آن سال منصور از بغداد به مكه رفت و پيش از اينكه بانجام حج موفق شود درگذشت .
در آن سال عبدالرحمن امير اندلس شهر « قوريه » را قصد و غزا كرد . بربريان را هم تعقيب نمود و كشت زيرا آنها عامل او را تسليم « شقنا » كرده بودند . بسيارى از بزرگان و اعيان و سالاران بربر را كشت و « شقنا » را تعقيب كرد تا از « قصر ابيض » گذشت همچنين « درب » كه از آن تجاوز نمود ولى نتوانست « شقنا » را دستگير كند .
در آن سال « اورالى » پادشاه « جليقيه » درگذشت او مدت شش سال پادشاهى
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 290
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٩٠