تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
ابو عبيد اللّه وزير از نظر خليفه ساقط و بعد بزندان سپرده شد . مهدى فرمانى صادر كرد كه يعقوب پيشكار و مقرب درگاه است علاوه بر آن نوشته به او داد كه او در دين خدا برادر خوانده خليفه است . به او صد هزار درهم داد .

بيان قيام و ظهور مقنع در خراسان

در آن سال قبل از مرگ حميد بن قحطبه مقنع در خراسان ظهور كرد . او مردى واحد العين ( يك چشمش كور - اعور ) و از اهل مرو و ملقب بحكيم بود . او يك ماسك زرين براى خود فراهم كرد و بر روى خويش مىنهاد مبادا چشم كور وى نمايان شود بدين سبب او را مقنع گفتند ( قناع دار - روپوش دار ) . او ادعاى خدائى كرد ولى آن ادعا را به تمام ياران خود نگفت بلكه در دل نهفت . او ادعا مىكرد كه خداوند آدم را آفريد و خود در وجود آدم حلول كرد سپس نوح را آفريد و خود در وجود نوح حلول كرد همچنين ساير انبياء تا ابو مسلم خراسانى ( اصفهانى ) سپس از او بوجود هاشم كه خود او باشد حلول كرد كه هاشم خود مقنع باشد او قائل بتناسخ بود . گروهى از گمراهان از او پيروى و متابعت كردند . براى او سجده مىنمودند و هر جا كه باشند رو به او سجده مىكردند از هر ناحيه كه قرار داشتند . در جنگ هم شعار آنها اين بود : اى هاشم ما را يارى كن . عده بسيارى گرد او تجمع كردند همه در قلعه « بسيام » و « سنجرده » كه از توابع « كش » بود تجمع و تحصن نمودند . مبيضه ( شعار سفيد بجاى شعار سياه بن العباس برگزيده - از بياض ) در بخارا و سغد ظهور و او را يارى كردند . تركهاى كافر هم او را مدد رسانيدند و مساعدت نمودند . همه متحدا اموال مسلمين را غارت كردند . او ( هاشم مقنع ) معتقد بود كه ابو مسلم افضل از محمد است .