ابو عبيد اللّه وزير از نظر خليفه ساقط و بعد بزندان سپرده شد .
مهدى فرمانى صادر كرد كه يعقوب پيشكار و مقرب درگاه است علاوه بر آن نوشته به او داد كه او در دين خدا برادر خوانده خليفه است . به او صد هزار درهم داد .
بيان قيام و ظهور مقنع در خراسان
در آن سال قبل از مرگ حميد بن قحطبه مقنع در خراسان ظهور كرد .
او مردى واحد العين ( يك چشمش كور - اعور ) و از اهل مرو و ملقب بحكيم بود .
او يك ماسك زرين براى خود فراهم كرد و بر روى خويش مىنهاد مبادا چشم كور وى نمايان شود بدين سبب او را مقنع گفتند ( قناع دار - روپوش دار ) .
او ادعاى خدائى كرد ولى آن ادعا را به تمام ياران خود نگفت بلكه در دل نهفت .
او ادعا مىكرد كه خداوند آدم را آفريد و خود در وجود آدم حلول كرد سپس نوح را آفريد و خود در وجود نوح حلول كرد همچنين ساير انبياء تا ابو مسلم خراسانى ( اصفهانى ) سپس از او بوجود هاشم كه خود او باشد حلول كرد كه هاشم خود مقنع باشد او قائل بتناسخ بود . گروهى از گمراهان از او پيروى و متابعت كردند . براى او سجده مىنمودند و هر جا كه باشند رو به او سجده مىكردند از هر ناحيه كه قرار داشتند .
در جنگ هم شعار آنها اين بود : اى هاشم ما را يارى كن .
عده بسيارى گرد او تجمع كردند همه در قلعه « بسيام » و « سنجرده » كه از توابع « كش » بود تجمع و تحصن نمودند .
مبيضه ( شعار سفيد بجاى شعار سياه بن العباس برگزيده - از بياض ) در بخارا و سغد ظهور و او را يارى كردند .
تركهاى كافر هم او را مدد رسانيدند و مساعدت نمودند .
همه متحدا اموال مسلمين را غارت كردند .
او ( هاشم مقنع ) معتقد بود كه ابو مسلم افضل از محمد است .