كه بدان صلابت و سرسختى و هشيارى و بيدارى و پايدارى باشد . او مدت نه ماه مرا محاصره كرد دليران و پهلوانان عرب هم با من بودند و ما نهايت جد و جهد را كرديم و نتوانستيم آسيبى بلشكر او برسانيم زيرا او هميشه هشيار و آماده كارزار بود . هنگامى كه او مرا محاصره كرد يك موى سپيد در سرم نبود و بعد از پايان محاصره يك موى سياه در سرم نماند .
گفته شد : ابن هبيرة بمنصور كه او را محاصره كرده بود پيغام داد كه بيا با هم مبارزه تن بتن كنيم . منصور به او نوشت : تو مرد متجاوز از حدود شخص خود عنان را در گمراهى رها كردى . خداوند هر چه به تو تهديد كرده انجام خواهد داد و شيطان ترا فريب داده بآرزو و اميد دروغ وعده مىدهد و خداوند عمل شيطان را تكذيب و زايل خواهد فرمود . اندكى تامل كن كه خداوند كار خود را انجام خواهد داد و اجل موعود خواهد رسيد . من براى خود و تو يك مثل نقل و وارد مىكنم كه .
شنيدم شيرى با خوگى روبرو شد . خوك بشير گفت : تو حتما مرا خواهى كشت شير گفت : تو خوك هستى و براى من كفو و مانند و حريف نمىباشى . اگر من با تو مبارزه كنم و ترا بكشم به من خواهند گفت : تو خوك كشتى . كشتن تو براى من موجب مباهات و افتخار نخواهد بود و اگر از تو آسيبى به من برسد براى من يك بد نامى و ننگ ابدى خواهد بود . خوك گفت : اگر آماده مبارزه با من نشوى من بشيران اعلان خواهم كرد كه تو از من ترسيدى . شير گفت : تحمل ننگ دروغ و تهمت تو براى من آسانتر از آلوده كردن چنگ خود به خون تو .
گفته شد : منصور نخستين كسى بود كه « خيش » بادبيزن پرده سقفى كه با طناب آن را حركت ميدادند به كار برد . پيش از آن خسروان ايران و خلفاى بنى اميه براى خنك كردن جاى خود هر روز بمسكن خويش گل تازه مىماليدند ( كه با رطوبت ) محل را خنك كند و مدت تابستان را بدان نحو ميگذرانيدند . )
مردى را از بنى اميه نزد منصور بردند به او گفت : من چند چيز از تو مىپرسم
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 286
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٨٦