تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩

بيان مرگ منصور و وصيت او

در آن سال منصور در ششم ذى الحجه در محل « بئر معونه » درگذشت . هاتفى در قصر او در مدينه اين شعر را انشاء كرد :
اما و رب السكون و الحرك * ان المنايا كثيرة الشرك عليك يا نفس ان اسأت و ان * احسنت بالقصد كل ذاك لك ما اختلف الليل و النهار و لا * دارت نجوم السماء فى الفلك الا بنقل السلطان عن ملك * اذا انتهى ملكه الى ملك حتى يصيرانه الى ملك * ما عز سلطانه بمشترك ذال بديع السماء و الارض * و المرسى الجبال المسخر الفلك
يعنى : به خداوند سكون و حركت سوگند كه مرگ و اجل دامهاى بسيار دارد . اى نفس بر تو لازم است كه در عمل خود قصد كرده باشى خواه بد كنى و خواه خوب هر چه كنى به خود خواهى كرد . گردش روز و شب و اختلاف آن و گردش اختران در فلك براى اين است كه سلطنت ( و قدرت ( تسلط ) را از يك پادشاه بيك پادشاه ديگر منتقل كند كه روزگار و پادشاهى او پايان مىيابد و ديگرى مىآيد . روز و شب مىگردد كه آن پادشاه را نزد پادشاه بزرگ مىفرستد كه آن پادشاه ( خداوند ) در ملك خود شريك ندارد . با بودن شريك گرامى و عزيز نمىباشد ( بلكه با ذات خود ) . او آفريننده آسمان و زمين و پايدار كننده كوهها و تسخير كننده فلك است . منصور گفت : اجل من رسيده است . طبرى ( مورخ شهير ) گويد : عبد العزيز بن مسلم روايت مىكند : روزى بر منصور وارد شدم و سلام كردم او حيران و مبهوت بود و به من جواب نداد . من