نكنند و شعار سياه را باقى بگذارند و سلاح خود را هم نيندازند . ابو حاتم قبول كرد . دروازههاى قيروان گشوده شد . اغلب پادگان سوى « طنبه » رفتند .
ابو حاتم دروازهها را آتش زد و ديوار شهر را از چند جا ويران نمود ناگاه خبر وصول يزيد بن حاتم را شنيد ناگزير سوى طرابلس شتاب كرد و بنمايندگى و جانشينى خود در قيروان دستور داد پادگان ( تسليم شده بر خلاف عهد و شرط ) را خلع سلاح و آنها را پراكنده كند . بعضى از اتباع او مخالفت كردند و گفتند :
ما عهد شكنى و خيانت نمىكنيم . سالار مخالفين عهد شكنى عمر بن عثمان فهرى بود كه در قيروان ماند و بقيه اتباع ابو حاتم را ( كه ميخواستند عهد شكنى كنند ) كشت .
ابو حاتم ( پس از وقوع فتنه ) بقيروان برگشت و عمر بن عثمان گريخت و بتونس رفت .
ابو حاتم هم سوى طرابلس لشكر كشيد تا با يزيد بن حاتم مقابله كند .
گفته شده : جنگهاى خوارج از آغاز نبرد عمر بن حفص تا آن زمان بالغ بر سيصد و هفتاد و پنج واقعه بود .
بيان امارت يزيد بن حاتم در افريقا و جنگ خوارج
چون منصور خبر قتل عمر و شورش خوارج را شنيد يزيد بن حاتم بن قبيصه بن ابى صفره با شصت هزار سوار بافريقا فرستاد .
در سنه صد و پنجاه و چهار هجرى يزيد بافريقا رسيد چون نزديك شد بعضى از سپاهيان ( پراكنده ) به او پيوستند همه متفقا سوى طرابلس رفتند . ابو حاتم خارجى بكوهستان « نفوسه » پناه برد .
يزيد يك دسته از سپاه را به محل « قابس » فرستاد ابو حاتم به آنها حمله كرد آنها منهزم شدند و نزد يزيد برگشتند .
ابو حاتم در يك محل مخوف لشكر زد و گرداگرد لشكر خود خندق كند يزيد هم سپاه خود را آراست و او را قصد كرد در ماه ربيع الاول سنه صد و پنجاه