تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
تازيانه خواهم زد ولى تو اصرار كن و با جسارت بپرس كدام يك از دو قبيله گرامى و بهتر هستند ؟ آيا مضر يا يمانيها ؟ اگر من به تو پاسخ دهم تو عنان استرم را رها كن و برو كه ترا آزاد خواهم كرد . آن غلام هر چه دستور گرفته بود به كار برد و هر چه گفته بود انجام داد . قثم هم در پاسخ غلام گفت : البته قبايل مضر اشرف و اكرم هستند زيرا پيغمبر از آنها و قرآن از آنها و خانه خدا براى آنها و خليفه خدا هم از آنهاست . يمانيها سخت رنجيدند كه چيزى درباره آنها نگفت و آنها را نستود . يكى از سالاران آنها گفت : چنين نيست كه تو مىگوئى تو فضايل يمن به زبان نياوردى آنگاه بغلام خود گفت : برخيز و استر اين پير را بى پا كن . غلام برخاست و استر را سخت زد و نزديك بود او را بر زمين بزند . مضريها جنبيدند و شوريدند يكى از بزرگان مضر بغلام خود گفت : آن غلام متجاسر را بزن او هم زد و دستش را بريد ميان دو طرف كين برخاست و از يك ديگر تنفر كردند و خشم گرفتند . قثم بر منصور داخل شد در حالى كه سپاهيان چند فرقه مختلف شده بودند . مضر يك فرقه و ربيعه يك فرقه و خراسانيان يك فرقه . قثم بمنصور گفت : من سپاه ترا چند فرقه مختلف نمودم هر گروهى كه بخواهد با تو مخالفت كند از گروه ديگر بيمناك خواهد بود مبادا تو آن گروه را بر او مسلط كنى . يك تدبير ديگر مانده و آن عبارت از اين است كه تو فرزند خود را به آن طرف رود برى و سكنى بدهى و يك لشكر هم با او پادگان بگذارى آنگاه تو در يك شهر و فرزند تو در شهر ديگر كه اگر يكى از دو شهر دچار اغتشاش شود تو با لشكر شهر ديگر كار را اصلاح كنى و اگر يك قبيله بر تو بشورد تو قبايل ديگر را ضد آن برانگيزى . منصور تدبير او را پذيرفت و ملك وى استقامت يافت و رصافه را ساخت و صالح محافظ مصلى بناى آن را بر - عهده گرفت .

بيان قتل سليمان بن حكيم عبدى

در آن سال عقبة بن سلم از بصره سوى بحرين رفت و نافع بن عقبه را جانشين
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 250 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت