دستور داد او را با گرز و چوب زدند تا بينى و روى او خرد و تباه گرديد پاى او را هم گرفتند و كشيدند و دور انداختند .
گفته شده : منصور پس از مدتى بسفيان بن معاويه كه سوار بود نگاه كرد و گفت : اين مادر بخطا چگونه مىخواست مرا بكشد .
در اينجا شرح واقعه ابراهيم پايان يافت . خداوند از او خشنود باد .
بيان حوادث
در آن سال قبايل ترك و خزر در دربند شوريدند و در ارمنستان بسيارى از مسلمين را كشتند .
در آن سال سرى بن حارث بن عباس كه امير مكه بود امير الحاج شده بود .
والى مدينه عبد الله بن ربيع و امير كوفه عيسى بن موسى و حاكم بصره سلم بن قتيبه باهلى بودند . قاضى بصره هم عباد بن منصور بود .
والى مصر يزيد بن حاتم بود .
در آن سال منصور مالك بن هيثم را از ايالت موصل عزل و فرزند خود جعفر بن ابى جعفر منصور را بجاى او نصب نمود حرب بن عبد الله كه از سالاران بزرگ بود همراهش نمود .
در آن سال زبيده دختر جعفر همسر هارون الرشيد متولد شد .
حر بن عبد الله سالار مذكور صاحب كاخ بلند و ارجمند حربيه بود كه بنام او مشهور شد . اين قصر در اسفل شهر موصل واقع شده و تا اين زمان اثر آن مانده ( زمان مولف كه قرن هفتم بود و خود نيز اهل موصل بود كه زبيده هم در همان قصر به اين عالم آمد . اكنون در پيرامون اين كاخ قريه هست كه ملك ما ( مولف ) مىباشد .
ما اين قريه را وقف نمودهايم و در آن يك رباط ( خانقاه ) براى صوفيان ساختهايم يك كتابخانه بزرگ هم در آن تاسيس كرديم كه در خانه خود ما مىباشد . خانه ما بسيار