تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
به او اجازه نداد . عيسى گفت : فرض كن من مشك آب هستم ( كه بر چهار پايان حمل مىشد و سقايان اجازه داشتند كه با چهار پايان وارد ميدان شوند ) . پس از آن منصور دستور داد كه مردم در خانه‌هاى خود را از شاهراه‌هاى ديگر باز كنند و از ميدان مسجد و كاخ عبور نكنند يا آب بر چهار پايان نكشند . بازارها هم در وسط شهر بود نمايندهء پادشاه روم رسيد منصور دستور داد كه او را در شهر بگردانند چون تماشا كرد و همه چيز را ديد منصور از او پرسيد چه ديدى ؟ پاسخ داد شهر بسيار زيبا ديدم و عمارات بلند ولى دشمنان ترا در جوار تو ديدم كه آنها بازاريان و عوام الناس هستند چون نماينده روم رفت منصور دستور داد كه آنها را در ناحيه كرخ قرار دهند و بازارها را در همان ناحيه داير كنند . گفته شد : علت اخراج آنها اين بود كه مردم غريب در بازار منزل ميگرفتند و ممكن بود ميان آنها جاسوس باشد . گفته شده : منصور پيروان ابراهيم بن عبد اللّه را تعقيب مىكرد . ابو زكريا يحيى بن عبد اللّه محتسب بغداد هوا خواه ابراهيم بود او پيروان ابراهيم را در بازار راه مىداد و جمع مىكرد تا آنكه روزى بر منصور شوريدند آنها را خاموش كرد و ابو زكريا را گرفت و كشت و بازارها را بخارج حصار منتقل كرد براى يكى از بقالان توسط و شفاعت شد دستور داد بماند و براى هر كوئى يك بقال باشد كه سبزى و ميوه و سركه بفروشد . عرض خيابانها را هم چهل گز قرار داد . مخارج بناى بغداد و كاخ و مسجد و بازارها و ديوارها و حصارها و درها و خندقها و ميدانها بالغ بر چهار هزار هزار و هشتصد و سى و سه درهم گرديد . هر استاد بنا روزانه يك قيراط سيم ( نقره ) مزد دريافت مىكرد . روز كارى ( به همين عبارت در اصل عربى وارد شده كه معلوم مىشود اين واژه پارسى در آن زمان مانند ساير واژه‌ها به كار مىرفت كه روز مزد باشد ) دو دانگ مزد مىگرفت ( دانگ - كه در همان هنگام دانق معرب شده و جمع آن دوانيق و به همين سبب