بيان حوادث
در آن سال سرى بن عبد الله امير مكه و رياح بن عثمان امير مدينه و عيسى بن موسى والى كوفه و سفيان بن معاويه حاكم بصره و يزيد بن حاتم بن قتبة بن مهلب بن ابى صفره فرمانفرماى مصر بودند .
او كسى بود كه يزيد بن ثابت در مدح او و ذم يزيد بن اسير سلمى چنين گفته است :
لشتان ما بين اليزيدين فى الندى * يزيد سليم و الاغر بن حاتم
يعنى تفاوت ميان دو يزيد در كرم و سخا بسيار است يكى يزيد بن سليم و ديگرى روشن روى و بلند اختر يزيد بن حاتم است . كه اشعار آن بسيار است ( بدنبال اين بيت كه معروف مىباشد ) .
او كريم و سخى و جوانمرد بود و در خور مدح و ثنا بود ( مقصود يزيد بن حاتم ) .
در آن سال هشام بن عذره فهرى قيام كرد و شوريد . او از بنى عمرو بود .
همچنين يوسف بن عبدالرحمن فهرى در طليطله ( اندلس - اسپانى ) بر عبدالرحمن اموى شوريد و هشام را يارى كرد .
عبدالرحمن هم لشكر سوى او كشيد و او را محاصره كرد و سخت گرفت .
او به صلح تمايل كرد و فرزند خود را گروگان داد عبدالرحمن فرزندش را گرفت و به شهر « قرطبه » برگشت هشام هم باز شوريد و عبدالرحمن را خلع كرد عبدالرحمن بازگشت و شهر را بمنجنيق بست و نتوانست كارى كند زيرا شهر محكم بود و فرزندش را ( گروگان ) كه افلح نام داشت كشت و سرش را با منجنيق انداخت و بقرطبه بازگشت و بر هشام پيروز نشد .
در آن سال عبد الله بن شبرمه و عمرو بن عبيد معتزلى كه پرهيزگار بود و