تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
كه امير و والى خراسان شده بود او جماعتى از سالاران و سرداران گرفت آنها را متهم كرد كه براى آل على بن ابى طالب دعوت و تبليغ ميكردند . مجاشع بن حديث انصارى عامل بخارا و ابو المغيره خالد بن كثير مولاى بنى - تميم عامل قوهستان و حريش بن محمد ذهلى كه پسر عم ابو داود بود از آنها بودند . عبد الجبار آنها را كشت و جماعتى را بزندان سپرد . حكام و عمالى كه از طرف ابو داود به كار گماشته شده بودند مجبور كرد كه اموال و هر چه در دست دارند به او بدهند .

بيان قتل يوسف فهرى

در آن سال يوسف فهرى كه امير اندلس بود پيمان عبدالرحمن اموى را شكست . علت اين بود كه عبدالرحمن كسانى را گماشته بود كه به او توهين كنند و در تملك املاك با او دعوى و مرافعه نمايند و چون قانون شريعت را به كار برند او از اطاعت قوانين شرع تمرد مىكرد او متوجه بهانه‌گيرى و اشكال تراشى شد مارده را قصد كرد . عده بيست هزار تن گرد او تجمع كردند . او سوى عبدالرحمن لشكر كشيد و عبدالرحمن هم بمقابله او پرداخت و از شهر قرطبه خارج شد و به محل « حسن مدور » رفت . پس از آن يوسف صلاح در اين ديد كه عبد الملك بن عمرو بن مروان را قصد كند كه او والى « اشبيليه » بود همچنين فرزندش عمر بن عبد الملك كه حاكم « مدور » بود . سوى آن دو لشكر كشيد و هر دو بجنگ او كمر بستند . نبردى سخت رخ داد و طرفين پايدارى كردند ولى بعد اتباع يوسف تن بفرار دادند و بسيارى از آنها به خاك و خون كشيده شدند . خود يوسف هم گريخت و در بلاد سرگردان و حيران ماند بعضى از اتباع او بكشتن وى اقدام كردند . قتل او در سنه صد و چهل و دو در پيرامون « طليطلة » واقع شد و سرش را نزد عبدالرحمن بردند كه در شهر « قرطبه » نصب شد . فرزندش عبدالرحمن