تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 9

مساهمون:

ص٩
را گرفت ، از آنجا دسته دسته لشكر فرستاد كه همه جا را غارت كنند . لشكر در پيرامون دربند غارت ميكردند و با غنيمت باز ميگشتند . قوم خزر هم بفرماندهى شاهزادهء خود او را قصد كردند و در پيرامون رود « ران » مقابله و مقاتله رخ داد جنگى سخت و خونين واقع شد جراح هم اتباع خود را تشجيع و تحريض كرد . جنگ بر - شدت خود افزود . مسلمين بر خزر پيروز شدند . آنها جا تهى كردند . مسلمين بدنبال آنها شتاب نمودند . مىكشتند و اسير مىگرفتند . بسيارى از خزر كشته شدند . هر چه خزر داشتند بدست مسلمين افتاد آنگاه از آنجا بسوى قلعهء بنام حصين ( مصغر حصن كه دژ باشد و معلوم است از محدثات عرب بوده كه تازه بدان نام موسوم شده ) رفتند . مردم آن قلعه با درخواست امكان تسليم شدند و فرود آمدند به شرط پرداخت باج و اخراج آنها از آن دژ از اينجا شهرى را بنام « يرغوا » قصد كرد شش روز در پيرامون آن لشكر زد و كوشيد كه شهر را بگشايد . مردم شهر امان خواستند . به آنها امان داد و قلعه را گرفت و آنها را كوچ داد . پس از آن جراح سوى بلنجر كه قلعه مشهور بود و يكى از استحكامات معروف آنها بشمار مىرفت لشكر كشيد جنگ را آغاز كرد . اهل شهر سيصد اراده كشيدند و به يكديگر بستند و در اطراف قلعه قرار دادند تا پشت آنها سنگر كنند و مانع رسيدن مسلمين بدان قلعه شوند . آن اراده بدترين و سختترين چيزى بود در نظر مسلمين كه به آنها سخت زيان و آسيب مىرسانيد . چون مسلمين زيان و آسيب اراده‌ها را ديدند گروهى كه عدهء آنها سى مرد بود بر مرگ پيمان بسته از جان گذشته دليرانه بر اراده داران حمله نمودند . آنها اول غلاف شمشيرها را شكستند و مانند يك مرد و يك تنه بر اراده‌ها هجوم بردند . كفار هم بدفاع كوشيدند و دليرانه جنگ كردند و سايرين تيرها را از كمانها رها كردند كه به حدى تير باران شد كه آفتاب از فزونى باران تير مستور و محجوب گرديد . آن عده از حملهء خود بازنگشتند تا باراده‌ها رسيدند كه آنها با زنجير و ريسمان به يكديگر بسته و پيوسته بودند . مهاجمين بندها و طنابها را بريدند و اراده‌ها را كشيدند .