در عراق عمال ضحاك خارجى حكومت مىكردند و در عين حال عبد اللّه بن عمر بن عبد العزيز والى بود . قاضى بصره ثمامة بن عبد اللّه بن انس بود . در خراسان نصر بن سيار امير بود و در عين حال فتنه برپا شده بود .
در آن سال عاصم بن ابى النجود قارى مشهور ( قرائت قرآن ) وفات يافت .
يعقوب بن عتبة بن مغيره بن اخنس ثقفى مدنى هم درگذشت . همچنين جابر بن يزيد جعفى كه از غلاة ( افراطيون ) شيعيان و قائل برجعت ( مراجعت اهل بيت پس از مرگ ) بود .
محمد بن مسلم بن تدروى كه پدر زبير عكى بود و جامع بن شداد و ابو قبيل معافرى كه نامش حى بن هانى مضرى بود در آن سال وفات يافتند .
( قبيل ) بفتح قاف و كسر باء يك نقطه سعيد بن مسروق ثورى به پدر سفيان ثورى كه در روايت حديث موثق و معتبر بود در همان سال وفات يافت .
سنه صد و بيست و نه
بيان واقعه شيبان حرورى و قتل او
او شيبان بن عبد العزيز ابو دلف يشكرى بود . سبب قتل او اين بود كه چون خوارج بعد از قتل خيبرى با او بيعت كردند و او جنگ با مروان را ادامه داد .
بسيارى از اتباع او كه بطمع ( غارت ) متابعت كرده بودند پراكنده شدند فقط عده چهل هزار جنگجو با او مانده بودند . سليمان بن هشام به او گفت : بهتر اين است كه بموصل برويم و شهر را پناهگاه خود كنيم .
خوارج سوى شهر موصل برگشتند و مروان با عده خود آنها را دنبال كرد تا نزديك شهر رسيد . آنها در قسمت شرقى رود دجله لشكر زدند و چند پل بر نهر بستند كه بتوانند خواربار و ضروريات را از شهر و پيرامون آن بلشكرگاه خود برسانند .
مروان هم در قبال آنها لشكر زد و خندق گرداگرد لشكر حفر كرد . خوارج در