برويم و هر چه ميخواهى بكنيم .
پس از آن باتباع و افراد خانواده خود فرمان داد كه همه آماده شوند و بدنبال او بروند . همه سوار شدند و به محل « مرو » ( غير از خراسان ) رفتند . در آنجا ثوابة بن سلمه حدانى بود كه ميان قوم خود گرامى و مطاع بود . ابو الخطار او را حاكم « اشبيليه » و شهرهاى ديگر كرده بود بعد او را عزل كرد و او كينه وى را در دل پرورانيد . صميل او را به يارى خود دعوت كرد و به او وعده داد كه اگر ابو الخطار را عزل و اخراج كنند او را بجاى وى امير ( اندلس ) نمايند . او هم قبول و اجابت نمود .
قوم خود را هم دعوت كرد و آنها به يارى او برخاستند . همه سوى « شدونه » رفتند .
ابو الخطار هم آنها را قصد كرد و در محل ( امارت خود ) قرطبه مردى را جانشين خود نمود . در ماه رجب سال جارى جنگ واقع شد . طرفين سخت پايدارى و بردبارى نمودند بعد لشكر ابو الخطار منهزم شد . اتباع او سخت كشته شدند . خود او هم گرفتار شد . در قرطبه هم امية بن عبد الملك بن قطن بود او جانشين ابو الخطار را اخراج كرد و اموال ابو الخطار را بيغما برد . چون لشكر ابو الخطار منهزم شد ثوابة بن سلمه و صميل با هم رفتند و قرطبه را تصرف كردند . ثوابه مستقلا امير شد و مستقر گرديد . عبد الرحمن بن حسان كلبى ضد او شوريد و ابو الخطار را از محبس بيرون كشيد و يمانىها را به يارى خود دعوت كرد عده بسيارى به او گرويدند . آنها را به شهر « قرطبه » كشيد . ثوابه هم با عده خود اعم از يمانىها و مضريها بجنگ او پرداخت .
( يمانىها برياست او ) و مضريها برياست صميل . چون جنگ ميان طرفين واقع شد مردى از مضر ندا داد اى يمانىها چرا شما خود را دچار جنگ مىكنيد آن هم براى ابو الخطار در حالى كه ما امارت را بشما واگذار كردهايم و امير را از شما اختيار نموديم مقصود ثوابه كه او از اهل يمن بود اگر امير از ما بود شما معذور بوديد كه با ما مبارزه كنيد ما اين ندا را براى اين مىكنيم كه ميل داريم از خونريزى پرهيز شود و سلامت را براى عموم ميخواهيم چون مردم ندا و صداى او را شنيدند گفتند : به خدا راست مىگويد . امير باز از ما برگزيده شده براى چه ما با قوم خود جنگ مىكنيم از جنگ
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 256
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٥٦