فرماندهان خود كشته و خوارج منهزم شدند منصور بن جمهور ( والى اسبق عراق ) با آنها بود كه همه گريختند . بكوفه رفتند و عده خود را جمع و باز ابن هبيره را قصد كردند . چند روزى جنگ واقع و باز خوارج منهزم شدند * ابن هبيره وارد كوفه شد و از آنجا بواسط رفت ( وسط كوفه و بصره مركز ايالت حجاج ) .
چون ضحاك بر شكست و گريز خوارج آگاه شد عبيدة بن سوار تغلبى را ( با عده ) فرستاد . كه در محل « صراة » لشكر زد . ابن هبيره شنيد برگشت و در ميدان « صراة » جنگ واقع شد . بعد از اين بخواست خداوند شرح حال ضحاك را بيان خواهيم كرد .
( حرشى ) بفتح حاء بىنقطه و شين نقطه دار .
بيان خروج ضحاك و اعلان حكم خداوند
در آن سال ضحاك بن قيس شيبانى براى اعلان حكم خدا خروج و قيام نمود ( پيش از اين مكررا اشاره كرديم محكم كه از تحكيم باشد شعار خوارج بوده به اين معنى مىگويند : ( لا حكم الا اللّه ) وارد كوفه شد .
علت اين بود كه چون وليد كشته شد در جزيره مردى از حروريها ( يك فرقه از خوارج ) بنام سعيد بن بهدل شيبانى با عده دويست مرد خروج و قيام كرد ميان آن عده ضحاك بود . او كشتن وليد و گرفتارى و ستيز مروان را مغتنم شمرد و در سرزمين « كفرتوثا » قيام و خروج نمود . بسطام بيهسى با عقيده او مخالفت كرد و از او جدا شد بعد هر يك از طرفين يك ديگر را قصد كردند . چون نزديك شد سعيد بن بهدل يكى از سالاران خود را بنام خيبرى با عده صد و پنجاه سوار فرستاد كه بسطام را غافلگير كند .
شبيخون زدند و بسطام را با تمام اتباع او كشتند فقط چهار تن نجات يافتند . بعد از آن سعيد بعراق لشكر كشيد زيرا شنيده بود كه اختلاف ( در شام ) بر شدت خود افزوده در حال لشكر كشى بود كه درگذشت .
سعيد بن بهدل هنگام مرگ ضحاك را بجانشينى خود برگزيد شراة ( خريداران )