ابن اشعث بودند و احتمال مىرود غلط از مطبعه بوده نه از مؤلف چنان كه از سياق خبر معلوم مىشود ) خشمگين شدند و تصميم گرفتند كه او را عزل كنند چون حال را بدان منوال ديد آنها را ترك كرد نمايندگان منصور هم رسيدند و او را تكريم و احترام نمودند و نيكى تمام بجا آوردند .
مصريها بعد از او عيسى بن موسى خراسانى را برياست خود برگزيدند . مدت امارت خراسانى بعد از ابن اشعث سه ماه بود كه بعد از منصور اغلب تميمى را بامارت منصوب نمود و آن در ماه ربيع الاول سنه صد و چهل و هشت بود . شرح امارت او خواهد آمد . علت اينكه ما اين حوادث را پياپى نقل كرديم ( مطابق عادت سال بسال نبوده ) براى اين است كه يكى به ديگرى پيوسته شود چنان كه ما تعهد كردهايم در حالى كه عادت اين است هر حادثه را در سال خود شرح مىداديم ولى چون بتاريخ سنوات اشاره كرديم منظور ما ميسر و حاصل گرديد .
بيان حوادث
در آن سال يزيد بن وليد يوسف بن محمد بن يوسف را از حكومت مدينه عزل و عبد العزيز بن عمرو بن عثمان را بجاى او نصب نمود . او در ماه ذى القعده همان سال وارد محل حكومت خود گرديد .
عبد العزيز بن عمر بن عبد العزيز امير الحاج بود . گفته شده او نبوده بلكه عمر بن عبد اللّه بن عبد الملك بود .
والى عراق عبد اللّه بن عمر بن عبد العزيز قاضى كوفه ابن ابى ليلى بود مسور بن عمر بن عباد والى بصره و عامر بن عبيده قاضى آن بود .
امير خراسان هم نصر بن سيار كنانى بود .
در آن سال مروان بن محمد بن مروان بن حكم كه امير جزيره بود با عمر بن يزيد بن عبد الملك مكاتبه كرد و از او خواست كه بخونخواهى برادرش وليد قيام