تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
نصر هنگامى كه وارد خراسان شد شروع بجنگ و غزا نمود و غنايم بسيار بدست آورد كه به او ( معن ) ثروت رسانيده و هميشه او را مقرب مىداشت و تمام درخواستهاى او را انجام مىداد و در هر چيزى كه شفاعت مىكرد مىپذيرفت و حاجت او را برآورده مىكرد . چون او ( معن ) چنين كرد ( خيانت ) او قيس ( عشيرهء معن ) را احضار كرد . آنها عذر خواستند . در آن سال زيد بن هشام بن عبد الملك امير الحاج شده بود . حكام و عمال و امراء سال قبل هم به حال خود باقى بودند . در آن سال محمد بن واسع ازدى بصرى درگذشت گفته شده : در سنهء صد و بيست - و هفت وفات يافت . جعفر بن اياس و ثابت بنانى هم درگذشتند . باز گفته شد : در سنهء صد و بيست بود شخص امير هشتاد و شش سال داشت . سعيد بن ابى سعيد مقيرى كه نام او ابو سعيد كيسان بود درگذشت . گفته شده وفات او در سنهء صد و بيست و پنج يا بيست و شش واقع شد . مالك بن دينار زاهد هم در آن سال وفات يافت .

سنه صد و بيست و چهار

بيان آغاز كار ابو مسلم خراسانى

دربارهء ابو مسلم مردم مختلف هستند . گفته شده : او آزاده و نام وى ابراهيم بن عثمان بن بشار بن سدوس بن جودرز ( گودرز ) از اولاد بزرجمهر ( بزركمهر حكيم ) و كنيهء او ابو اسحق بوده . در اصفهان متولد شد و در كوفه تربيت يافت . پدرش او را بعيسى بن موسى سراج ( زين‌ساز ) سپرد و او ابو مسلم را بكوفه برد كه در آن هنگام هفت ساله بود . چون بابراهيم بن محمد بن على بن عبد اللّه بن عباس معروف به امام پيوست به او گفت : نام خود را عوض كن زيرا اين كار با اين نام كه من در كتاب نديده‌ام انجام نخواهد گرفت ( مدعى بودند كه او كتب و اسرارى از ابو هاشم پسر محمد بن على بن ابى طالب بدست آورده است و اين ادعا موهوم است ) .