تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
نمود كه با او منسوب و همدوش بود سغد را هم بقطن بن قتيبه واگذار كرد . مردى از اهل يمن ( قبايل يمانى ) گفت : من تاكنون چنين تعصبى نديده بودم . ديگرى گفت : چنين هم بود زيرا كسى كه قبل از او بوده مدت چهار سال جز مضرى ( از قبايل مضر ) كسى را بحكومت منصوب نكرده . خراسان خوب آباد شد مانند آن آبادى سابقه نداشت . او خوب حكومت كرد و خوب استيفا نمود . سوار بن اشعر چنين گفت :
اضحت خراسان بعد الخوف آمنة * من ظلم كل غشوم الحكم جبار لما اتى يوسفا اخبار ما لقيت * اختار نصرا لها نصر بن سيار
يعنى خراسان پس از ترس و بيم در امن و امان است آسوده از ستم حاكم جبار مىباشد . چون بيوسف ( امير كل مقيم عراق ) خبر رسيد كه بر خراسان چه آمده او نصر را برگزيد نصر بن سيار .

بيان حوادث

در آن سال سليمان بن هشام بن عبد الملك صائفه ( ييلاق - محلى كه بدين نام معروف شده - ييلاق‌نشينان را قصد و سندره را فتح كرد . در آن سال اسحاق بن مسلم عقيلى تومان شاه را غزا ( غزو ) و قلاع را فتح و آن سامان را ويران كرد . محمد بن هشام بن اسماعيل مخزومى هم امير الحاج بود . گفته شده سليمان بن هشام بن عبد الملك امير الحاج بوده يا برادرش يزيد بن هشام . والى مدينه و مكه و طائف محمد بن هشام مخزومى و امير عراق و مشرق يوسف بن عمر بودند . گفته شده : جعفر بن حنظله امير مشرق ( خراسان ) بود حاكم بصره كثير بن عبد اللّه سلمى از طرف يوسف و قاضى آن عامر بن عبيده و والى ارمنستان و آذربايجان مروان بن محمد و قاضى كوفه ابن شبرمه بودند .