نزوا يشتكون البغى نزوا يشتكون البغى من امرائهم * و كانوا هم ابغى البغاة و اعتدا
وجدنا بنى مروان خير ائمة * و افضل عند الناس علما و سؤددا
و خير قريش من قريش ارومة * و اكرمهم الا النبى محمدا
اذا ما تدبرنا عواقب امره * وجدنا امير المؤمنين مسددا
سيغلب قوما حاربو اللَّه جهرة * و ان كايدوه كان اقوى و اكيدا
كذاك يضل اللَّه من كان قلبه * مريضا و من والى النفاق و حشدا
و قد تركوا الاهلين و المال خلفهم * و بيضا عليهن الجلابيب خردا
ينادينهم مستعبرات اليهم * و يذرين دمعا فى الخدود و اثمدا
انكثا و عصيانا و غدرا و ذلة * اهان الإله من اهان و ابعدا
لقد شأم المصرين فرخ محمد * به حق و ما لاقى من الطير اسعدا
كما شأم اللَّه النجير و اهله * بجد له قد كان اشقى و انكدا
يعنى : خداوند خواست نور خود را به حد تمام برساند ( ابا كرد از اينكه نور خود را تمام نكند - از آيهء قرآن گرفته شده كه بدين مضمون تعبير مىشود ) و خدا آتش تبه كاران ( فاسقين ) را خاموش مىكند كه خاموش شد . اهل حق را هم در همه جا پيروز و نمايان كند . و با ضرب شمشير هم كج روان را تعديل و راست مىدارد . ذلت را هم بر عراق و اهل عراق نازل كند زيرا آنها عهد محكم و مؤكد را شكستند و نقض نمودند . آنها بدعت آوردند و گناهى بزرگ مرتكب شدند .
آنها گفتارى شايع كردند كه هرگز نزد خداوند بلند نمىشود و مسموع نميگردد .
آنها بيعتها را يكى بعد از ديگرى نقض و الغا كردند . امروز يك بيعت مىكنند و فردا نقض مىنمايند . خداوند جبن و بيم را در قلب آنها فرو برده ، آنها فقط با تظاهر و تهديد مردم را مىترسانند . آنها راستى در گفتار و بردبارى در كردار ندارند ولى تفاخر مىكنند و بيهوده بر فخر خود مىافزايند . ديدى چگونه خداوند جمع آنها را پريشان كرد ، آنها را در سراسر كشور پراكنده و گريزان نمود . كشتگان آنها در راه گمراهى و فتنه و فساد جان سپردهاند . لشكر آنها هم پراكنده و مطرود و آواره گرديد .