آنها ( طايفهء قيس ) او را وادار كردند كه آزادش كند . او را رها كرد .
يكى از محصورين كاخ باهلى چنين گويد : چون آنها ( نجات دهندگان ) حمله كردند ما پنداشتيم كه روز رستاخيز فرا رسيده زيرا چكاچك شمشير و شيههء اسبها و همهمهء دليران و تصادم آهن را بشدت ميشنيديم .
بيان جنگ و غزاى سغد
در آن سال سعيد خذينه از نهر گذشت و سغديانرا براى غزا قصد كرد .
آنها پيمان را شكسته و با تركان هم عنان شده بودند كه بر مسلمين تاخت .
نمودند . مردم بسعيد گفتند : تو جنگ و غزا را ترك كردى كه تركها گستاخ شدند و سغديان آنان را يارى نمودند . او ( با لشكر خود ) از رود گذشت و سغد را قصد كرد .
در عرض راه با گروهى از تركها روبرو شد و آنها را منهزم نمود . سعيد گفت : آنها را دنبال مكنيد زيرا سغد باغ و بوستان امير المؤمنين است ( مبادا از دست برود ) .
شما در شكست و فرار آنها قصد داريد كه همه را نابود و تباه كنيد ( كه آن سامان ويران شود ؟ ) مگر نه اين است كه شما اهل عراق چند بار با خلفاء نبرد كرديد ؟ آيا آنها شما را يكباره نابود كردند ؟
سورة بن حر ، بحيان نبطى گفت : اى حيان از پى كردن آنان برگرد . گفت :
آنها نعمت خداوند هستند ( كه بايد بما برسد ) من از تعقيب آنان باز نمىگردم .
گفت : اى نبطى ( بيگانه ) برگرد . گفت روى ترا بيگانه كند . مسلمين تعقيب را ادامه دادند تا بيك وادى رسيدند كه ميان آنها و مرز بود . بعضى از آن وادى گذشتند كه ناگاه تركها از كمينگاه بيرون آمده بر آنها حمله كردند . مسلمين كه به آن كمين دچار شده بودند ناگزير پا بگريز برداشتند چون بوادى رسيدند ( برگشتند ) پايدارى نمودند تا تركان برگشتند . گفته شده است آنهايى كه گريختند نگهبانان يك پاسگاه بودند كه ناگاه دچار هجوم ترك شدند كه در جنگل پنهان شده بودند و بر آنها تاخت كردند . فرمانده خيل مسلمين هم شعبة بن ظهير بود . چون