كردند . مسلمين به آنها آميختند و آويختند و زدند و چهارپايان را بىپا كردند .
مسيب خود با عدهاى از مردان پياده شد و سخت نبرد كرد . دست راست بخترى مرائى بريده شد او دليرانه شمشير را با دست چپ گرفت و جنگ نمود . دست چپ او هم بريده شد ، او بدين گونه از خود دفاع كرد تا از تاب و توان افتاد و شهيد گرديد .
ثابت قطنه ، يكى از بزرگان ترك را زد و كشت .
نيروى ترك منهدم و سپاه ترك منهزم گرديد . منادى مسيب ندا داد كه گريختگان را دنبال مكنيد . آنها از فرط رعب و بيم نمىدانند كه آيا كسى آنها را دنبال مىكند يا نه . سوى كاخ شتاب كنيد و هر چه مىتوانيد با خود ببريد ( براى محصورين تشنه ) . آنها را دريابيد و نجات دهيد . هر كه بتواند پياده برود همراه خود بياوريد و هر كه نتواند خود او را حمل كنيد . هر كه زن يا كودك يا ناتوانى را بردارد و نجات دهد اجر او با خداست و در حساب خداوند خواهد بود و هر كه نخواهد براى خدا اين بار بكشد چهل درهم مزد خواهد داشت . اگر در كاخ يك هم - پيمان ( ذمى - غير مسلمان كه تحت حمايت اسلام باشد ) باشد او را همراه خود بياوريد يا بر دوش حمل كنيد . آنها هم هر كه در كاخ بود بيرون كشيدند . تركان گريخته نزد خاقان برگشتند . او سپاه شكست خورده را در كاخ خود پذيرفت و طعام داد .
آن عده راه سمرقند را گرفتند و محصورين نجات يافتند . تركها باز بميدان برگشتند .
كشتگان خود را به خون آغشته و كاخ را از سكنه تهى ديدند . گفتند : آنان كه اين كار را كردند انسان نبودند ( جن بودند ) . ثابت قطنه دربارهء آن هنگامه چكامه گفت :
فدت نفسى فوارس من تميم * غداة الروع فى ضنك المقام
فدت نفسى فوارس اكتفونى * على الاعداء فى رهج القتام
بقصر الباهلى و قد رأونى * احامى حيث ضربه المحامى
بسيفى بعد حطم الرمح قدما * اذودهم بذى شطب حسام
اكر عليهم اليحموم كرا * ككر الشرب آنية المدام
اكر به لدى الغمرات حتى * تجلت لا يضيق به مقامى