تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
دربارهء دشمنى يزيد بن عبد الملك با يزيد بن مهلب چيزهاى ديگرى گفته شده است كه شرح آن بخواست خداوند خواهد آمد .

بيان وفات عمر بن عبد العزيز

گفته شده : عمر بن عبد العزيز در ماه رجب سنهء صد و يك وفات يافت . بيست روز بيمار بود ، به او گفته شد : بهترين اين است كه بيمارى خود را علاج كنى . - گفت : اگر بدانم كه علاج من بسته به اين است كه من پشت گوشم را لمس كنم هرگز نمىكردم ( اگر علاج به اين آسانى بود من باز درد را ميپذيرفتم و صحت را بر بيمارى ترجيح نمىدادم ) . من بر خداوند وارد مىشوم كه او بهترين مهماندار است . او خداى من است . او در محل دير سمعان درگذشت . گفته شده : در محل خناصره وفات يافت و در دير سمعان به خاك سپرده شد . مدت خلافت او دو سال و پنج ماه بود . سن او بالغ بر سى و نه سال و چند ماه بود . گفته شده : عمر او چهل سال و چند ماه بود . كنيهء او ابو حفص ( كنيهء عمر بن الخطاب جد مادرى او ) بود . او را اشجع ميناميدند . ؟ شكسته ) زيرا يكى از چهارپايان پدرش او را لگد زده بود كه در آن زمان كودك با سر شكسته نزد مادرش رفت و مادرش او را بآغوش كشيد . آنگاه پدرش را ملامت كرد كه چرا براى فرزندش پرستار ( لله ) معين نكرده است ؟ - پدرش گفت : اى مادر عاصم آسوده و آرام باش خوشا به حال او اگر اشجع بنى اميه باشد . ميمون بن مهران گويد : عمر بن عبد العزيز چنين گفت : چون من وليد را به خاك سپردم ، نگاه كردم روى او را سياه ديدم . اگر من بميرم روى مرا باز كن و ببين آيا سياه شده است يا نه . من هم پس از مرگ در گور روى او را باز كردم او را بهتر از ايام ناز و نعمت ديدم . گفته شده ابن عمر ميگفت : اى كاش مىدانستم آنكه از فرزندان عمر ( بن خطاب ) باشد و در روى او علامت ( زخم و سرشكستگى ) پديدار است چه كسى خواهد بود كه سراسر گيتى را پر از عدل و داد خواهد كرد . مادر عمر بن عبد العزيز ، ام عاصم دختر عاصم
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 259 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت