محمد بن يزيد قرشى را نصب نمود . او تا هنگام مرگ سليمان امير آن سامان بود كه بعد بر كنار گرديد . عمر بن عبد العزيز اسماعيل بن عبيد الله را بجاى او امير نمود و آن در سنهء صد بود .
او ( اسماعيل ) نيك روش و نيك سرشت بود . در زمان او بربريان ايمان آوردند و مسلمان شدند . همهء قوم بربر اسلام را پذيرفتند .
بيان امارت يزيد بن مهلب در خراسان
سبب آن اين بود كه چون سليمان بن عبد الملك خواست يزيد را بامارت عراق منصوب كند ، جنگ و نماز ( پيشنمازى ) را پذيرفت و از استيفاى خراج خوددارى نمود . يزيد نزد خود فكر كرد و ديد حجاج عراق را ويران كرده و بمردم زور گفته و آنها را تحت فشار گذاشته بود ، اگر من بخواهم مانند او رفتار كنم و مردم را شكنجه بدهم مانند حجاج ( ستمگر ) خواهم بود و حال اينكه من يگانه جوانمرد عراق هستم .
آنگاه بايد دوباره در زندانها را به روى مردم باز كنم و آنچه را كه خداوند آنها را از آن نجات داده دوباره براى آنها بكشم . اگر هم خراج را باندازهء خراج حجاج نرسانم و بسليمان ندهم از من قبول نخواهد كرد ( و همان ميزان گرفته شده حجاج با ستم ) و خراج معينى را مطالبه خواهد كرد .
يزيد نزد سليمان رفت و گفت : من مردى را بشما معرفى ميكنم كه به وضع خراج و استيفاء و طرز وصول و جمع آشنا باشد و او صالح بن عبد الرحمن است ، مولاى بنى تميم ( پيوسته ) . سليمان هم او را مستوفى و امير خراج نمود . او قبل از يزيد بعراق رسيد و در واسط مستقر گرديد . يزيد هم وارد شد و مردم باستقبال او شتاب كردند ولى صالح خوددارى كرد تا آنكه يزيد نزديك شد . آنگاه با عدهء چهار صد تن از اهل شام بديدن او رفت در حالى كه جبه پوشيده بود . با يزيد هم همعنان گرديد ( پياده نشد و احترام را بجا نياورد ) . يزيد مستقر گرديد و صالح بر او سخت گرفت و در هيچ چيز به او اختيار نداد .
يزيد هزار خوان برگزيد كه مردم را اطعام كند ، صالح آنها را از او گرفت .