كان ابا حفص قتيبة لم يسر * بجيش الى جيش و لم يعل منبرا
و لم تخفق الرايات و الجيش حوله * وقوف و لم يشهد له الناس عسكرا
دعته المنايا فاستجاب لربه * و راح الى الجنات عفا مطهرا
فما رزئ الاسلام بعد محمد * به مثل ابى حفص فبكيه عبهرا
يعنى : انگار ابو حفص ( كنيهء قتيبه ) لشكر كشى نمىكرد و سپاه پى سپاه نمىفرستاد و بر منبر هم فراز نمىشد . پرچمها هم در پيرامون او اهتزاز نداشت .
سپاهيان گرد او نمىايستادند ، مردم لشكر او را نمىديدند . مرگ او را خواند و او دعوت خدا را اجابت نمود . او سوى بهشت رفت ، پاك بود . اسلام بعد از محمد بچنين ماتمى دچار نشده بود . اسلام بمانند مصيبت ابو حفص مبتلا نشده بود اى عبهر ( مخاطب زن - همسر يا معشوقه ولى در اينجا كنيز شاعر كه مادر فرزند است ) بر او زارى كن .
عبهر مادر فرزند اوست .
گفته شده است : پيران غسان ( قبيلهاى كه پادشاهان شام از ميان آن برخاستند ) .
ما در محل بثنية العقاب نشسته بوديم ناگاه مردى انبان بدوش و عصا بدست رسيد . از او پرسيديم : از كجا آمدى ؟ گفت : از خراسان . گفتيم : آيا از آنجا خبرى هست ؟ - گفت :
آرى . قتيبة بن مسلم ديروز كشته شد . ما از گفتهء او ( كه ديروز باشد ) تعجب و انكار و تكذيب كرديم ( قرب زمان ) . گفت : امشب مرا كجا خواهيد ديد ؟ در بلاد افريقا ( پيك سريع السير بود ) . او رفت و ما سوار اسب شده بدنبالش تاخت كرديم و به او نرسيديم زيرا او از سرعت بصر هم سريعتر بود ( افسانهء غير قابل تصديق و ما نمىدانيم مقصود آمدن از خراسان و رفتن بافريقا چه بود و بكدام دستور و فرمان بوده است ) .
بيان بعضى حوادث
گفته شد : در آن سال قرة بن شريك عبسى در گذشت . او امير مصر شده بود كه در راه مرد . گفته شده است او در سنهء نود و پنج در گذشت و آن در همان ماهى بود كه حجاج هم در آن هلاك شده بود