تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
جنيد پس از آن به قصد غزا و كشورگشائى پيش رفت تا بكيرج رسيد . در آنجا « كشبا » و « صك » هر دو تحصن كرده حصار شهر را محكم نمودند . جنيد ديوار و باروى شهر را كوبيد و شكافى ايجاد كرد و از شكاف و رخنه سپاهيان داخل شهر شدند ، كشتند ، گرفتند و بستند و ربودند . عمال و حكام سوى « مرمذ » و « مندل » و « دهنج » و « برونج » فرستاد . جنيد اين عقيده را داشت . كشتن بازارى سخت‌تر از كشتن با بردباريست . پس از آن لشكر سوى « ازين » فرستاد . لشكر آن محل را غارت كرد و آتش زد . بعد از آن « بيلمان » را گشود ، چهل هزار هزار بدست آورد و نزد خود نگهداشت و باندازهء همان مبلغ فرستاد ( براى خليفه ) . جنيد تميم بن زيد قينى را بجاى خود برگزيد ، او ناتوان و خوار بود ( كه نتوانست كشور دارى كند ) . او نزديك « دبيل » درگذشت ( مقصود جنيد ) . در زمان او ( تميم ) مسلمين هندوستان را بدرود گفتند و مراكز خود را از دست دادند . بعد از او حكم بن عوام كلبى بامارت رسيد . در آن زمان هندوان از دين برگشته كافر شدند باستثناء اهل « قصه » . او ( مقصود حكم ) شهرى بنا ساخت كه آن را « محفوظه » ناميد كه پناهگاه مسلمين باشد . عمرو بن محمد بن قاسم ( فاتح هندوستان ) همراه او بود كه كارهاى دشوار را به او واگذار مىكرد . او را با لشكرى براى غزا از شهر محفوظة روانه كرد او رفت و جنگ كرد و پيروز شد . چون برگشت به او دستور داد كه شهر ديگرى بنا كند و نام آن را « منصوره » بگذارد . آن همان شهر است كه مركز امراء شده . او هر چه دشمن گرفته و تملك كرده بود باز گرفت و مردم‌دارى كرد كه مردم از امارت وى خشنود بودند . خالد قسرى ميگفت : من از اين تعجب مىكنم كه جوانمرد عرب را بايالت و امارت برگزيدم . ( مقصود تميم ) او كار خود را از دست داد و امارت را ترك كرد . پست‌ترين عرب را هم گماشتم ( در هندوستان ) كه او زيست ( و توانست كشوردارى كند ) . حكم هم كشته شد .