اعتماد كند و بحث خود را فقط از روى خرد ادامه دهد و چون اغلب موثقين و مؤرخين فاقد سلامت ذهن و ذوق سليم و تشخيص و تحقيق بودند كتب ما با اختلاف فنون مملو از خرافات گرديده است و ما تعبدا بنقل آنها مىپردازيم و تحقيق و شناختن صحيح از سقيم را بفهم و ذوق خواننده واگذار مىكنيم . در هر حال هيچ قومى از اين اوهام آسوده نشده و براى ما شاهنامه بس باشد كه تاريخ اندلس بطوريكه مؤلف نقل كرده شباهتى به آن دارد هر چند اين اشاره خارج از موضوع ترجمه است ولى ذكر آن ضرورت دارد ) .
بيان جنگ و غزاى جزيرهء « سردانيه »
اين جزيره در بحر الروم است ( مديترانه ) كه بزرگترين جزاير آن درياست باستثناء جزيره صقليه « سيسيل » و اقريطش « كريت » . ميوهء آن جزيره بسيار است چون موسى بلاد اندلس را گشود يك دسته از لشكر خود را با كشتى به آن جزيره فرستاد و آن در سنهء نود و دو بود . سپاهيان وارد آن جزيره شدند .
مسيحيان كه در آن جزيره بودند ظروف سيمين و زرين خود را جمع كرده با اشياء گرانبهاى ديگر در جوف طاقى كه براى اين كار مسقف و مستور كرده بودند پنهان نمودند ( ميان دو بام ) و آن انبارى بود كه زير گنبد معبد در جوف سقف احداث كرده بودند ( كه بدست مسلمين نرسد ) . مسلمين رسيدند و اموال بسيار و غنايم بىشمار كه قابل عد و حد و حصر نبود بدست آوردند . بقيه اشياء گرانبها و سيم و زر را در دريا زير آب نزديك ساحل نهان كرده بودند . مسلمين هم غنايم بسيارى ربودند .
اتفاقا يكى از مسلمين براى استحمام به آب رفته بود ناگاه چيزى بپاى او گير كرد آن را بيرون آورد ظرف سيمين بود دانست كه در آنجا گنجى نهفتهاند خبر داد باستخراج آن كوشيدند هر چه نهفته بود بدست مسلمين افتاد . مرد ديگرى از مسلمين كبوترى را در كليسا هدف تير كرد اتفاقا آن تير خطا كرد و بانبار ميان دو سقف نشست يكى از الواح پوشيده در آن سقف شكست و سكهء دينار از آن نمايان گرديد . بكشف آن شتاب كردند و گنج سيم و زر و مال و گوهر را شكافتند و هر چه در آن جمع و نهفته شده بود بدست آنان افتاد و بر غنايم مسلمين افزوده شد . چون اموال و نقود در آن گنج بدست