تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 32

مساهمون:

ص٣٢
جوانى را از ما دور نكند ، خوشا روزگارى كه جوانى در آن طغيان كرد و غرور باريد . بيشتر از عشق ورزى و گله گذارى ياران خرسند بودم . سيراب باد دوست نزديك و مهر جوى من . هر چند كه من روزگار عشق و جوانى را فراموش نميكنم ولى بيشتر از آن به ياد مصيبت آن بزرگوار ارجمند منصب دار هستم ( مقصود سليمان بن صرد خزاعى ) . او بتقوى و پرهيزگارى از روى صدق نزد خدا توسل و تقرب جست . خداپرستى و پرهيزگارى بهترين متاع كاسب است . او دنيا را ترك كرد . به دنيا اعتنا نكرد . نزد خداوند بلند مرتبت توبه نمود . او از بار دنيا سبك شد و گفت : من اين دنيا را ترك كرده‌ام و تا زنده هستم به دنيا دل نخواهم بست و از عقيده خود بر نمىگردم . من مانند مردمى كه بر فقدان دنيا افسوس مىخورند و براى احراز آن ميكوشند نخواهم بود . و رغبت بدان و برگشتن سوى آن نخواهم داشت . او سوى محل ثويه رفت . ابن زياد را كه با لشكرهاى بسيار آمده بود قصد نمود . او با مردمى پرهيزگار و خردمند و برگزيده و زاده نجباء روانه شد . آنها پند فرزند طلحه را ( ابراهيم مستوفى ) نپذيرفتند كه محض رضاى خدا به آنها نصيحت كرده بود . همچنين امير كه به آنها خطاب كرده بود پيشنهاد او را قبول نكردند . آنها روانه شدند كه بعضى از آنها تقوى را طالب و برخى از گناه گذشته توبه كرده بودند . آنها در محل عين ورده با سپاه جنگجو روبرو شدند كه آن سپاه آنها را با شمشيرهاى برنده درو كردند . آن شمشيرها ساخته يمن است كه دستها را مىبرد و مىاندازد گاهى هم با اسبهاى اصيل و تند رو حمله مىكنند . ناگاه سپاه شام رسيد و بدنبال آن لشكرهاى امدادى مانند موج دريا از هر طرف هجوم آورد . آنها از موقع خود نجنبيدند تا آنكه بزرگان و سالاران آنان كشته و نابود شدند . كسى از آن گروه نجات نيافت جز چند تن و چند جماعت . آنها كه پايدارى كردند كشته شدند و بر خاك افتادند . باد صبا و باد جنوب بر آنها مىوزيد . رئيس آنها كه خزاعى باشد
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 32 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت