تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥

بيان لشكر كشى ابن زياد و حبيش

در آن سال مروان بن حكم دو لشكر فرستاد . يكى بفرماندهى عبيد اللّه بن زياد سوى جزيره و جنگ باز فر بن حارث در قرقيسيا و او را امير آن سرزمين كرد باضافه هر بلادى كه او بفتح آن موفق شود و چون از كار جزيره فراغت يابد عراق را قصد كند و از دست عمال ابن زبير بگيرد . چون ابن زياد بجزيره رسيد خبر مرگ مروان را شنيد . نامه عبد الملك هم به او رسيد كه همان امارتى را كه پدرش به او داده بود به حال خود نخواهد ماند و او را بتسريع فتح عراق وادار كرده بود . لشكر ديگر بفرماندهى حبيش بن دلجه قينى متوجه مدينه گرديد در مدينه جابر - بن اسود بن عوف برادرزادهء عبد الرحمن بن عوف از طرف فرزند زبير امير بود . جابر از آن لشكر گريخت . در آن هنگام حارث بن ابى ربيعه كه برادر عمرو بن ربيعه و امير بصره از طرف ابن زبير بود لشكرى براى دفاع از مدينه بفرماندهى حنيف بن سجف تيمى روانه كرد كه با حبيش جنگ كند . چون حبيش خبر رسيدن لشكر بصره را شنيد از مدينه بيرون رفته آن لشكر را قصد كرد . عبد اللّه بن زبير هم عباس بن سهل بن سعد ساعدى را بامارت مدينه فرستاد و به او دستور داد كه حبيش را دنبال كند تا زمانى كه لشكر بصره برسد كه فرمانده آن حنيف بود عباس هم آنها ( لشكر شام ) را تعقيب كرد تا در محل ربذه به آنها رسيد . حبيش هم با او مقابله و