تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
كشته و به خون آغشته شد انگار از نخست نبود و هيچ وقت جنگ و دليرى نكرده بود همچنين رئيس بنى شمخ و پهلوان قوم خود ( مسيب بن نجبه ) و ديگرى كه فرمانده و رهبر لشكرها كه تيمى باشد و عمرو بن بشر و وليد و خالد و زيد بن بكر و حليس بن غالب ( سران قوم كه كشته شدند ) از قبيله همدان هم مردان شيعه كه هرگز ذلت‌پذير نبودند و هميشه كرم غنيمت و كسب آنها بوده نبرد كردند . از هر قومى رئيس و سالار و قائد بزرگوار كشته شده كه اگر بشمار آيند داراى مجد و عظمت و مقام ارجمند بودند . آنها از هر چيزى بجز جنگ و ستيز خوددارى كردند . جنگى كه در يدمر رخ داده . آنها از شير هم دليرتر بودند . آنها ابا داشتند كه چيزى جز جنگ كه سرها را مىشكافد قبول كنند . جنگى كه با نيزه‌ها كار زار را پايان مىدهد . سعيد هم در واقعه « يدمر » و جنگ « دربى » از شير دليرتر و چابكتر بود . اى بهترين لشكرهاى عراق واى پرهيزگار ترين و پاكترين مردم عراق ابرهاى رحمت شما را سيراب كند . پهلوانان و سواران ما دور نشوند اگر شمشيرها حجاب بانوان و دوشيزگان ما را به درد . آنها كشته نشدند تا آنكه جمعى را از تبه كاران و روا درندگان حرام را كشتند و خود مانند شيران شرزه پس از دليرى جانسپردند . گفته شده : سليمان و ياران او در ماه ربيع الاخر كشته شدند . خزاعى در اين قصيده سليمان بن صرد خزاعى مىباشد . راس بنى شمخ هم مسيب بن نجبه فزارى و پهلوان شنوءه عبد اللّه بن سعد بن نوفل ازدى و تيمى عبد اللّه بن وال تيمى از تيم اللات بن ثعلبه بن عكابة بن صعب بن على بن بكر بن وائل است . وليد هم ابن عصير كنانى و خالد بن سعد بن نفيل برادر عبد اللّه . « نجبه » با نون و جيم و باء يك نقطه كه همه مفتوح است .