تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
پناه آورد او را پناه بده تا كلام خداوند را بشنود سپس او را به محل امن خود برسان شما دست از محاصره و آزار ما برداريد تا ما با امان نزد شما بيائيم و شما عقيده ( دينى ) خود را براى ما شرح بدهيد كه اگر ما قبول كنيم خون و مال ما بر شما حرام خواهد بود و اگر هم قبول نكنيم ما را با امان بجاى خود برگردانيد بعد درباره ما تصميم بگيريد آنها درخواست را قبول كردند و محصورين با امان نزد آنها رفتند و اتباع شبيب عقايد خود را بيان كردند و بنى شيبان قبول كردند و با آنها مختلط شدند و بعد شبيب رسيد و به او خبر تسليم و قبول عقيده را دادند گفت : هدف را اصابت كرديد و رستگار شديد .

بيان واقعه شبيب با سفيان خثعمى

بعد از آن شبيب از آن سامان كوچ كرد . بعضى از متابعين همراه او بودند و بعضى ديگر در موصل و در پيرامون آذربايجان اقامت نمودند . حجاج بسفيان بن ابى عاليه خثعمى نوشت كه او برگردد . سفيان با عده هزار سوار بود كه او با همان عده قصد طبرستان را داشت چون نامه حجاج به او رسيد با استاندار طبرستان صلح كرد و برگشت . حجاج به او دستور داد كه در محل « دسكره » اقامت كند تا لشكر حارث بن عميره همدانى به او برسد حارث همان است كه صالح ( رئيس خوارج ) را كشته بود . به او هم وعده داد كه خيل مناظر بعد از حارث بمدد او خواهد رسيد كه پس از تكميل عده شبيب را قصد كند . او هم در محل « دسكره » لشكر زد و بانتظار ماند . براى تشكيل لشكر حارث در كوفه منادى ندا داد كه سپاهيان حاضر و ملحق شوند همچنين در مدائن ندا داده شد . سپاهيان تجمع كرده بسفيان ملحق