من ينك العير نيك نياكا * جندلتان اصطكتا اصطكاكا
( عبارت زشت و در خور ترجمه نمىباشد زيرا مخالف ادب است و تصريح بترجمه لفظ شايسته نيست فقط به اشاره ) هر كه بر خر نر . . . اوست . . . اكنون دو گروه با هم اصطكاك مىكنند . ( اين گفته قبل از شبيب بوده و مثل هم شده است ) .
سوره نااميد بلشكرگاه برگشت در حالى كه دليران و نيرومندان برگزيده گريخته بودند . او بمدائن رفت شبيب هم او را دنبال كرد و اميدوار بود كه بلشكر او برسد . رسيد ولى سپاهيان بمدائن پناه بردند . ابن ابى عصيفر امير مرا تن با اهل مدائن براى دفاع بيرون رفتند . اتباع شبيب را تير باران و سنگسار كردند شبيب از آنجا بكلواذى رفت در آنجا حشم و چهار پايان و اموال حجاج را ديد كه همه را ربود و تكريت را قصد نمود . مردم مدائن هم درباره حمله شبيب شايعاتى منتشر كردند كه سپاهيان مدائن از فرط بيم بكوفه گريختند ولى شبيب در تكريت بود . حجاج هم سوره را سخت ملامت و حبس كرد سپس آزاد نمود .
پايان جلد ششم