تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
زنده بودن شما براى من گواراتر است . او گفت : جان من از جان تو گرامىتر نيست . او پايدارى كرد و با پدر كشته شد . چون اتباع او پراكنده و تسليم شدند حجاج براى سپاهيان خطبه نمود و گفت : كمى عدهء ابن زبير و شدت قحط و غلا و تباهى حال آنها را هم مىبينيد . پس شما اميدوار ( بفتح ) باشيد . حمله كنيد . آنها هم حمله كردند و فرياد و هياهوى مهاجمين بلند شد و فضا را فرا گرفت . ابن زبير نزد مادر خود رفت و گفت : اى مادر . مردم مرا ترك كردند و پراكنده شدند حتى فرزندانم مرا خوار داشتند . جز يك عدهء كم كسى با من نمانده آنها هم بيشتر از يك ساعت پايدارى و بردبارى نخواهند كرد . آن قوم ( دشمن ) هر چه من در دنيا ميخواهم به من ميدهند . عقيده تو چيست ؟ مادرش گفت . اى فرزند به خدا تو درباره خود بيشتر و بهتر آشنا و دانا هستى . اگر ميدانى كه تو بر حق هستى و براى حق دعوت مىكنى همين راه را بگير و ( براى حق‌پرستى ) برو ( تا كشته شوى ) زيرا ياران تو در همين راه كشته شدند . تو نبايد گردن بنهى كه بنى اميه با گردن تو بازى كنند و اگر تو دنيا را ميخواهى پس تو بد بنده ( خدا ) هستى كه خود و ياران خود را هلاك كردى و بفنا دادى . اگر هم بگويى من بر حق بودم ولى چون اتباع من سست شدند من ضعيف و ناتوان شدم بدانكه اين رويه آزادگان و دينداران نيست . تو در اين دنيا تا كى خواهى زيست ؟ پس قتل براى تو بهتر است زيرا جاويد نخواهى ماند . گفت : اى مادر ميترسم پس از اينكه مرا بكشند پاره پاره كنند يا بدار بكشند . گفت : اى فرزند گوسفند پس از كشتن احساس درد نمىكند و باكى از اين ندارد كه چون ذبح شود پوستش را بكنند تو هشيار باش و با اتكال و استعانت خداوند برو . او سر مادرش را بوسيد و گفت : عقيده من هم همين است و من براى همين ( كشته شدن ) قيام كرده‌ام و براى چنين روزى مجاهده نمودم . من دنياپرست نبوده و نيستم من
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 258 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت