تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
جنگ رخ داد ابو بكر در معركه افتاد و عده دويست تن از اتباع او بىپا شدند ابن زبير بقباع كه در آن هنگام امير بصره بود نوشت كه دو هزار سوار براى يارى حاكم مدينه تجهيز و روانه كند . او هم عده دو هزار مرد فرستاد چون آنها بدان سامان رسيدند ابو بكر را كشته ديدند . ابن زبير فرمان داد كه حابر بن اسود لشكر بصره را بجنگ طارق روانه كند . بصريان از مدينه خارج شده بمقابله طارق رفتند . چون خبر بطارق رسيد آماده نبرد گرديد . جنگ واقع شد و پيش تازان بصريان كشته شدند و بقيه گريختند . طارق آنها را دنبال و سخت تار و مار كرد اسراء و مجروحين را كشت و يك گرفتار يا مجروح زنده نگذاشت و بلشكرگاه خود در وادى القرى برگشت . حاكم مدينه از طرف ابن زبير هم جابر بن اسود بود كه ابن زبير او را عزل و طلحه بن عبيد اللّه بن عوف را بجاى او نصب نمود . او را طلحه ندى ( كرم و سخا ) مىناميدند و آن در تاريخ سنه هفتاد بود او در مدينه حاكم بود تا هنگامى كه طارق رسيد و او را بيرون كرد . چون عبد الملك مصعب را كشت و خود وارد كوفه شد و از همانجا حجاج بن يوسف ثقفى را با دو هزار سپاهى روانه كرد . گفته شده سه هزار آن هم از اهل شام كه بجنگ عبد اللّه بن زبير بپردازند . علت اينكه حجاج را فرستاد و ديگرى را نفرستاد اين بود كه حجاج بعبد الملك گفت : من در خواب چنين ديدم كه عبد اللّه بن زبير را اسير كردم و پوست او را كندم . مرا بجنگ او بفرست و فرماندهى سپاه محارب را به من واگذار كن عبد الملك هم او را فرستاد . يك عهد نامه امان براى ابن زبير هم نوشت و به او داد كه چنانچه تسليم شد به او امان بدهد همچنين اتباع او همه در امان و آسوده باشند اگر اطاعت كنند و تسليم شوند . او هم در ماه جمادى الاولى سنه هفتاد و دو لشكر كشيد . بمدينه نرفت بلكه يكسره بطائف رفت و در آنجا لشكر زد . از همانجا خيل را دسته دسته براى اخلال كار ابن زبير تجهيز و روانه مىكرد . ابن زبير هم سواران خود را