تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨

بيان ورود عمر بشام پس از وقوع طاعون

چون مردم بسبب وقوع طاعون هلاك شدند . سران سپاه دربارهء ارث مردگان از عمر كسب تكليف نمودند كه اموال درگذشتگان نزد آنها مانده بود . عمر هم مردم را جمع و احضار و با آنها مشورت نمود و گفت : من در نظر دارم كه خود مسلمين را در شهرهاى خود بازديد كنم تا در كار بازماندگان نظر و رسيدگى كنم . شما عقيدهء خود را در اين خصوص بگوييد . ميان مردم كه جمع شده بودند كعب - الاحبار ( جمع خبر كه دانشمند باشد و بمعنى دانشمندان كه آخر و دنباله آنها باشد و بعضى بغلط كعب الاخبار كه جمع خبر است ميخوانند - م ) در ميان مجتمعين بود گفت : چنين مكن و بدان كه شر و بدى ده قسمت شده كه نه قسمت آن در مشرق است و يك از ده قسمت در مغرب مىباشد . خير و نيكى نيز ده قسمت است كه نه قسمت آن در مغرب است و يك قسمت آن در مشرق مىباشد . در آنجا ( مشرق ) شاخ شيطان و هر درد بىدرمان است . على گفت : اى امير المؤمنين كوفه يك محل شايسته مهاجرت است كه بعد از مهاجرت اولى ( در زمان پيغمبر ) لايق مهاجرت دوم است . آنجا گنبد اسلام است روزگارى خواهد آمد كه يك مسلمان بدون اشتياق براى كوفه نخواهد ماند مردم آن قوم لوط با سنگ و اجران پيروز و رستگار خواهند شد ( مقدس خواهد بود ) . عمر گفت ميراث مردگان عمواس از بين مىرود . من اول بشام مىروم و