تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
بگذاريد بعد از آنها فقط مهاجرين قريش را خواست كه بعد از فتح مكه مهاجرت كرده بودند ( باجبار مسلمان شده بودند ) آنها را احضار و با آنها مشورت كرد . آنها گفتند : برگرد ( و از ادامه سفر دچار شدن به مرض بپرهيز ) آنها همه در عقيده خود مطلق بودند . عمر عقيده آنها را پسنديد و فورا بمنادى گفت جار بكشد كه ما فردا صبح سوار مركب شده به وطن خود برمىگرديم . ابو عبيده گفت : آيا از قضا و قدر خداوند مىگريزى گفت : آرى ما از قضا و قدر خداوند مىگريزيم و به قضا و قدر خداوند پناه مىبريم . آيا اگر تو داراى يك قطار شتر باشى و آنها به دو صحرا سوق داده شوند يكى از آن دو صحرا خرم و ديگرى خشك و بىگياه باشد آيا تو آن دشت خرم را بر وادى خشك ترجيح نمىدهى و آيا اگر آنها را بصحراى خشك برانى خواهى گفت قضا و قدر خداوند آنها را دچار كرده است ؟ عبد الرحمن بن عوف شنيد و گفت . پيغمبر فرمود اگر شنيديد كه مرض و با در يك سرزمين نازل شده هرگز آن زمين را قصد مكنيد و اگر اين مرض در شهرى يا محلى كه شما در آن اقامت داريد واقع شد شما آن شهر را ترك مكنيد . عمر مردم را بمدينه برگردانيد . اين روايت اصح روايات است زيرا بخارى ( صاحب كتاب صحيح ) و مسلم ( صاحب صحيح ديگر ) هر دو اين روايت را صحيح دانسته و در كتاب خود ثبت و تدوين نموده‌اند . ( در حاشيه اشاره شده كه طبرى اين خبر و داستان را در تاريخ خود روانتر و رساتر آورده است ) ابو موسى هم در آن سال در بصره بوده نه در شام ولى راوى اين خبر نام او را آورده است . ( مؤلف گويد ) ما نيز عين روايت را نقل كرديم كه بدان داستان اشاره كرده باشيم . ( عمواس ) بفتح عين بىنقطه و واو كه پس از الف سين بىنقطه باشد . ( سرغ ) بفتح سين بىنقطه و سكون رام بىنقطه و در آخر آن غين نقطه دار است . معنى روايت قول پيغمبر هم اين است كه هنگام فرود آمدن جبرئيل چنين